شمارهٔ ۶۹۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر میگوید که تا زمانی که با محبوبش نباشد، هرگز آسوده و راحت نخواهد نشست و از هیچ تلاشی برای رسیدن به عشقش خودداری نخواهد کرد. او احساس میکند که نمیتواند بدون محبوبش زندگی کند و هرگونه وعدهای از دیگران را نادیده میگیرد. احساس تنهایی و انتظار او از عشق نیز در ابیات به تصویر کشیده شده است و به سختیهایی که از هجران تحمل میکند اشاره میکند. شاعر در نهایت میخواهد به محبوبش نزدیکتر شود و از هر چیزی که مانع اوست فاصله بگیرد.
تا با تو من دلشده یکجا ننشینمگر سر برود فی المثل از پا ننشینم
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانم با تو در یک جا آرامش کنم و دلخوشی داشته باشم، حتی اگر همه چیز از دست برود، باز هم سرپا میمانم و نمینشینم.
بی رنج کسی چون نبرد ره به سر گنجآن به که بکوشم به تمنا ننشینم
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون زحمت و تلاش به گنجی نرسد، بهتر است که من با کوشش و کوشش کردن تلاش کنم و به انتظار ننشینم.
تا با تو رقیبان تو تنها ننشینندیکدم ز رقیبان تو تنها ننشینم
هوش مصنوعی: برای این که رقبایت هرگز تنهایی را تجربه نکنند، من هم هرگز حاضر نیستم به تنهایی بنشینم.
دادی به زبان دگران وعده قتلمدر کوی تو جز بهر تقاضا ننشینم
هوش مصنوعی: تو به دیگران قول دادهای که به خاطر محبت تو دلم را میشکنی، ولی من تنها برای درخواست نزد تو نمیآیم.
روی توام امروز بهشت است عجب نیستگر منتظر وعده فردا ننشینم
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو امروز برایم بهشتی است، عجیب نیست اگر به وعدهی فردا نگران نباشم و منتظر آن نمانم.
عشاق تو را قدر چو از عشق بلند استچون در صفشان از همه بالا ننشینم
هوش مصنوعی: عاشقان تو را بسیار گرامی میدارند، چرا که عشق رفیع و بزرگ است. اما من نمیتوانم از همه آنها بالاتر بنشینم و خود را بهتر از دیگران نشان دهم.
چون صبر ندارم کنم از هجر کنارهکشتی چو شکسته ست به دریا ننشینم
هوش مصنوعی: از آنجایی که صبر ندارم، از دوری تو دوری گزیدهام. مانند کشتیای که در دریا شکسته، در ساحل نخواهم نشست.
گفتی که به راهم منشین جامی ازین بیشاز پای من این خار بکش تا ننشینم
هوش مصنوعی: تو گفتی که در راه من نایستی، اما من هم به تو میگویم که پیش از این که بیشتر از این با پایم راحت نشوم، خارها را از زمین بکش.