شمارهٔ ۹۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جمال محبوبش اشاره میکند و میگوید که ماه در برابر او شرمیده است. او از حالتی که در آن با گدایان به بندگی شاهان میپردازد، سخن میگوید و پرده از چهره خود برمیدارد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که مقام و شوکت شاهی در عشق ارزشی ندارد و انسان باید در این مسیر، خود را در مقام مسکینی قرار دهد. او به تأثیر اشکهایش بر خانه و دلش اشاره میکند و میگوید که دیدن محبوبش موجب از سرگیری زندگی و شادابیاش شده است.
ای ز خورشید جمالت ماه را شرمندگیبا گدایان تو شاهان در مقام بندگی
هوش مصنوعی: تو با زیباییات چنان درخشان و فوقالعادهای هستی که حتی ماه هم در کنار تو خجالت میکشد. در برابر تو، پادشاهان مثل گدایانی هستند که در مقام بندگی و خدمت به تو ایستادهاند.
پرده از عارض برافکندی که من ماه تواموه که دارد کوکب طالع بدین فرخندگی
هوش مصنوعی: تو پوشش را از چهرهات کنار زدی و من مانند ماه تو هستم و چه کسی میتواند به این خوشی ستارهای برای آیندهام داشته باشد.
شوکت شاهی متاعی نیست در بازار عشقنیستی می باید و مسکینی و افکندگی
هوش مصنوعی: عظمت و شکوه پادشاهی در دنیای عشق ارزشی ندارد. در اینجا باید بینوا و تواضع کرد و خود را رها نمود.
شد خراب از گریه بسیار چشم من بلیخانه را آفت رسد چون پر شود بارندگی
هوش مصنوعی: چشم من از شدت گریه خراب و ویران شده است. بله، اگر باران زیاد ببارد، به خانه آسیب خواهد رسید.
جامی از درد فراق و داغ هجران مرده بودبار دیگر نکهت وصل تو دادش زندگی
هوش مصنوعی: کسی که از درد دوری و غم جدایی رنج میبرد، با بوی خوش وصالت دوباره زنده میشود و حس زندگی را در خود احساس میکند.