شمارهٔ ۹۶۶
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از غم و اشتیاق به محبوب سخن میگوید. او میگوید که بدون وجود محبوب زندگی برایش معنایی ندارد و آن را مرگ میداند. او آرزو دارد که به خاطر محبوبش خاک پای او شود و از جانفشانی برای او سخن میگوید. همچنین اشاره به حال خراب خود به خاطر غم عشق دارد و میگوید که در این باره دیگر نیازی به توضیح نیست، زیرا محبوب خود میداند.
هر چند ز چشم ما نهانیغم نیست چو در میان جانی
هوش مصنوعی: اگرچه تو از نگاه ما پنهانی، اما غم و اندوهی برای ما نیست، چون تو در دل ما زندگی میکنی.
بی روی تو زیستن نخواهمکان مرگ بود نه زندگانی
هوش مصنوعی: بدون دیدن تو قادر به زندگی نیستم، زیرا این زندگی بدون تو همچون مرگ است.
خواهم به ره تو خاک گردمچون جلوه کنان سمند رانی
هوش مصنوعی: میخواهم در مسیر تو به اندازهی ذرهای خاک شوم، مانند سمند رانی که با زیبایی و جلوهگری حرکت میکند.
کو تیغ که پیش رویت امروزداریم هوای جان فشانی
هوش مصنوعی: ای تیغ، ما امروز در برابر تو از جانفشانی خود سخن میگوییم و آمادهایم تا جان خود را فدای تو کنیم.
جامی ز غم تو بس خراب استگفتیم تو را دگر تو دانی
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، حال دلم بسیار خراب شده است. گفتیم دیگر تو خود میدانی چه بر من گذشته است.