شمارهٔ ۱۰۰۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ محبت و زیبایی معشوقه است. شاعر به معشوقهاش نازنینا میگوید که او از نیاز و حس شبهای او آگاه است و حضورش همچون ماه در آسمان روشناییبخش است. شاعر به زیبایی و جایگاه بالا و منحصر به فرد معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که در دنیای عشق، جز رنج و غم چیزی نیست، اما این دردها را تحمل میکند زیرا او همیشه در کنار اوست. در پایان، شاعر میگوید که نیاز و آرزوی دلش به معشوقهاش ختم میشود و او را قبله دل خود میشمارد.
نازنینا ز نیاز شبم آگاه توییواقف آه و دم سرد سحرگاه تویی
هوش مصنوعی: عزیزم، تو از نیازهای شب من باخبری و میدانی که در لحظات صبحگاهی با سردی نفسهایم چه حالتی دارم.
ماه را این همه آیین شب افروزی چیستگر نه بنموده رخ از آینه ماه تویی
هوش مصنوعی: چرا این همه زیبایی و نور در شب وجود دارد اگر نه اینکه چهره زیبای تو مانند آینهای از ماه نمایان شده است؟
بود دلخواه مصور که کشد نقش ملکنقش انگیخته بر موجب دلخواه تویی
هوش مصنوعی: دلخواه تصویری که به دل نقشی از ملک میزند، تویی که موجب این دلخواهی.
برشکن انجمن انجم و مه را کامروزآفتاب فلک منزلت و جاه تویی
هوش مصنوعی: امروز خورشید بر فراز آسمان است و تو مقام و منزلت برجستهای داری که میتوانی بر تمامی ستارهها و ماهها غلبه کنی.
با تو در ملک ملاحت نسزد شاه دگرخوش بران رخش که هر جا که روی شاه تویی
هوش مصنوعی: ای کاش در سرزمین زیبایی، هیچ پادشاه دیگری وجود نداشت. چهرهات آنقدر دلربا است که هر جا بروی، تو همان پادشاهی.
در ره عشق به جز محنت و غم نیست ولیچه غم از محنت راه است چو همراه تویی
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، جز درد و رنج چیزی نیست، ولی وجود تو باعث میشود که از این رنجها احساس غمی نکنم.
حاجت قبله صورت نبود جامی راقبله حاجتش المنة لله تویی
هوش مصنوعی: حاجت به جهت و سمت خاصی برای کسی نیست، بلکه خواستهاش تنها به تو برمیگردد و تویی که میتوانی او را یاری کنی.