شمارهٔ ۲۸
در این ابیات، شاعر از رنج و اندوه خود به خاطر رفتن معشوق میگوید. او میزارد (ضجه میزند) که معشوقی که دوستش میداشت، از او رفته و این جدایی درد روحی و عاطفی عمیقی برای او به همراه دارد. شاعر اشاره میکند که چون معشوق رفته، همه چیز از دل او میرود و غم جدایی را وصف میکند.
افسوس که دلبر پسندیده برفتدامن ز کفم چو عمر درچیده برفت
هوش مصنوعی: متأسفانه محبوب من از دستم رفت. مانند عمر که به سرعت میگذرد و از بین میرود.
از دیده برفت خون ز دل نیز بلیاز دل برود هر آنچه از دیده برفت
هوش مصنوعی: هر چیزی که از نظر دور شود، به تدریج از دل نیز فراموش خواهد شد.