تناجی
جامی

شمارهٔ ۱۱۸

دور از رخ تو منم ز جان بگذشتهصد نامه غم ز خون دل بنوشته
گاهی جگرم ز دست دل خون گشتهگاهی دلم از خون جگر آغشته