شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس دلتنگی و غم خود صحبت میکند. او منتظر است که معشوقش بازگردد و با حضورش، دل او را از بار غم رها کند. همچنین، نگران مشکلاتی است که بیمحبوب پیش آمده و از او میخواهد که با قدم نهادن بر خاک او، بتواند کمی از آن درد آزاد شود.
رفتی که دلم ز بار غم رنجه کنیتا خاطرم از بار ستم رنجه کنی
هوش مصنوعی: رفتی تا دل من از غم راحت شود و یادم از یاد ستمها و رنجها پاک شود.
مشکل که زیم بی تو چو آیی روزیزنهار به خاک من قدم رنجه کنی
هوش مصنوعی: وقتی که با تو نیستم، روزی میآید که ای کاش به خاطر من، روی خاکم قدم بگذاری.