شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. او سبزهای نو را که از دامن گلها سر برآورده است، ستایش میکند و به زیباییهای خط سبز اشاره میکند. شاعر به دود مشکینی که به خاطر آتش عشق برخاسته، میبالد و از تأثیر این آتش بر زندگی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به علاقهمندی به سرو معشوق دارد و از دست مشاطه که زیباییهای او را میآراید، یاد میکند. در نهایت، شاعر به حسرت و آرزوی دل خود اشاره میکند و از جامی یاد میکند که از لعل معشوق است و محبت و زیبایی او را در دل میپروراند.
سبزه نو که ز گلزار رخت سر زده استرقم نسخ گل از غالیه تر زده است
هوش مصنوعی: سبزه تازهای که از باغ به روی تو سر زده، نشاندهنده این است که زیبایی گلها تا چه حد عمیقتر شده است.
چون خط سبز تو یک حرف ندیدهست صباعمرها دفتر گل گرچه به هم برزده است
هوش مصنوعی: بخاطر اینکه خط سبز تو هیچ حرفی را نخوانده است، نسیم عمرها را به هم بافته و دفتر گلها را به هم ریخته است.
خط مشکین تو دودیست کز آتش برخاستآه از این دود که آتش به جهان درزده است
هوش مصنوعی: خط زیبای تو همچون دودی است که از آتش برخاسته. آه از این دود که نشاندهنده تندی و آتش در دل دنیا است.
داشت مقصود هواداری سرو تو صبازان همه مشت که بر فرق صنوبر زده است
هوش مصنوعی: باد صبا به خاطر عشق به تو، سرو را مورد توجه قرار داده و همه چیزهایی که به درخت صنوبر آسیب زده، نشان از محبت اوست.
دست مشاطه جدا به که کنند از شانهکه چرا شانه در آن جعد معنبر زده است
هوش مصنوعی: دست آرایشگر جدا از شانه چه کار میتواند بکند، وقتی که شانه خودش در آن موهای باز و موجدار قرار گرفته است؟
گر نه نایابی کام دل ما خواست لبتقفل یاقوت چه بر حقه گوهر زده است
هوش مصنوعی: اگر به مقصود خود نرسیم و آرزوی دل ما برآورده نشود، لب تو که مانند قفلی از یاقوت است، چه بر گنجینهای از گوهرها بسته است؟
جامی از لعل تو هرگز نزده ساغر عیشکش نه سنگین دل تو سنگ به ساغر زده است
هوش مصنوعی: هرگز در مینوشی که از عشق تو به دست آمده، ساغر عیش و شادی را نچشیدهام. دل سنگین تو باعث شده که به جای نوشیدن، سنگی به ساغرم بیفکنم.