شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: شاعر در این verses به عمق عشق و غم جدایی اشاره میکند. او به طرفش میگوید که وجودش در جهان بینظیر است و نبود او برای عاشقان طاقتفرساست. تلاش برای تسکین شوق عشق با صبر در برابر عشق واقعی کار آسانی نیست. او همچنین به زیبایی ابروان معشوقش اشاره میکند و میگوید هیچ شکلی به زیبایی آن نیست. شاعر در نهایت بیان میکند که عشق واقعی حتی با وجود هجران فقط با وصال قابل درمان است و این عشق همچون دریا عمیق و بیپایان است.
چون تو ماهی در همه آفاق نیستبی تو بودن طاقت عشاق نیست
هوش مصنوعی: وجود تو همچون ماهی در تمام جهان بینظیر است و بنابراین زندگی بدون تو برای عاشقان بسیار سخت و تحملناپذیر است.
شوق خود را چون دهم تسکین به صبرصبر کار عاشق مشتاق نیست
هوش مصنوعی: عشق و شوق من را با صبر آرام میکنم، اما صبر برای یک عاشق واقعی بیاثر است.
هیچ شکلی زیر این نیلی رواقچون مقوس ابروانت طاق نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جوانب زیبایی و نقش و نگاری که در زیر این آسمان نیلی وجود دارد، به اندازه قوس ابروهای تو نمیتواند جلب توجه کند.
دفتر گل را زدم بر هم چو بادحرفی از حسنت درآن اوراق نیست
هوش مصنوعی: دفتر گل را بستم و مانند باد، در آن هیچ یادداشتی از زیبایی تو وجود ندارد.
مستحق وصلم و محروم ازانموجب حرمان جز استحقاق نیست
هوش مصنوعی: من شایسته وصال و وصل هستم، اما از آن محرومم و تنها دلیل این محرومیت، خود شایستگیام است.
هجر فرسوده نخواهد جز وصالچاره مسموم جز تریاق نیست
هوش مصنوعی: جدایی خستهکنندهای جز وصال ندارد و درمان دردهای ناشی از مسمومیت تنها با تریاق ممکن است.
عشق را تا نام دریا کرده ایدکام جامی زو جز استغراق نیست
هوش مصنوعی: عشق را مانند دریا گستردهاید و جز غرق شدن در آن هیچ چیز دیگری وجود ندارد.