شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق میپردازد. شاعر از غم و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید و نشان میدهد که احساساتش چگونه بر روی جسم و روحش تأثیر میگذارد. او از عشق و زیبایی معشوقش میگوید و تأکید میکند که یاد او همیشه در دلش زنده است و تلخی جدایی را هرگز فراموش نخواهد کرد. در پایان نیز به محبوبش که در گوشهای از ذهنش باقی مانده اشاره میکند و به محبوبیت و شهرت او در میان دیگران اشاره مینماید.
دودم از سینه که گرد آمده بالای سر استقدسیان را شده از ناوک آهم سپر است
هوش مصنوعی: دود و بخاری که از سینهام بلند شده، مانند سپری برای فرشتگان در بالای سرم قرار گرفته است. این ناله و آه من، به قدسیان فرصت نمیدهد که به من نزدیک شوند.
چون شوم خاک شود لاله ستان تربت منزین همه داغ کزان لاله رخم بر جگر است
هوش مصنوعی: زمانی که من به خاک میروم، مزار من پر از لاله خواهد شد. این همه درد و رنجی که بر دل دارم، به خاطر زیبایی و لطافتی است که بر چهرهام وجود دارد.
حلقه در گوش همه ساده رخان خواهد کردبر بنا گوش وی آن حلقه که از مشک تر است
هوش مصنوعی: او حلقهای بر گوش همه زیبایان خواهد زد و این حلقه که از مشک نرمتر است، بر پایه گوش او خواهد بود.
ساخت دریا رهم از رهگذر دیده سرشکدر رهم گر خطری هست ازین رهگذر است
هوش مصنوعی: به خاطر اشکی که در چشمانم دارم، راهی را در دل دریا میسازم. اگر در این مسیر خطری وجود دارد، از همین جا نشأت میگیرد.
ای خدا مرحمتی کز همه بیشش بینمکه بدو آرزوی من ز همه بیشتر است
هوش مصنوعی: پروردگارا، من بیش از همه چیز به رحمت و مهربانیات احتیاج دارم، چرا که آرزوی من برای داشتن این رحمت از هر چیز دیگری بیشتر است.
نرود تلخی هجران وی از کام دلمگرچه از ذکر لب او دهنم پر شکر است
هوش مصنوعی: هرچند که از یاد لبهای او، دلم سرشار از شکر است، اما تلخی جدایی او از دلم نمیرود و همچنان در عمق وجودم حس میشود.
جامی از عشق مهی بی خبر افتاده ز خویشگشته مشهور همه شهر کنون این خبر است
هوش مصنوعی: نوشیدنی از عشق، کسی که بیخبر از خود است، اکنون در سراسر شهر معروف شده و همه از این داستان باخبر شدهاند.