شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه خود میپردازد و میگوید که بدون دیدن محبوب، هیچگونه آرامشی وجود ندارد. او تأکید میکند که عشق به محبوب به قدری قوی است که نمیتوان از آن صرف نظر کرد. او همچنین به بیفایده بودن نگاه زاهدانه در برابر عشق و زیبایی اشاره میکند و میگوید که عشق و محبت به محبوب به اندازهای در دلهای مردم جا دارد که کینه و دشمنی ممکن نیست. در نهایت، او میگوید که کسی با زیبایی و جذابیت محبوبش نمیتواند در عالم دیگری به عشق دست یابد. این شعر سوز و گداز عشق و زیبایی را به خوب بیان میکند.
به باغم بی رخت تسکین محال استتماشای گل و نسرین محال است
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، آرامش در باغ غیرممکن است و تماشای گلها و نسرینها نیز غیر ممکن به نظر میرسد.
چو گل پنهان شود در پرده نازقرار از بلبل مسکین محال است
هوش مصنوعی: زمانی که گل در لایههای ظریف و زیبای خود پنهان میشود، برای بلبل بیچاره غیرممکن است که آرامش یابد.
به ترک دوست فرماید خرد لیکز عشق این حکم را تمکین محال است
هوش مصنوعی: خرد به ترک دوست توصیه میکند، اما از آنجایی که عشق در دل وجود دارد، نمیتوان به این توصیه عمل کرد.
ز دیدار تو زاهد را چه بهرهخدابینی ازان خود بین محال است
هوش مصنوعی: از دیدار تو، زاهد هیچ فایدهای نمیبرد، زیرا دیدن خداوند برای کسی که فقط به خود مینگرد، غیرممکن است.
ز بس مهرت به دلها جای کرده ستز تو در دل کسی را کین محال است
هوش مصنوعی: به خاطر محبت فراوانی که در دلها نشسته است، بر دل هیچ کس نمیتوان کینهای نسبت به تو داشت.
رخت را هر که دید آیینه سان گفتکه معشوقی بدین آیین محال است
هوش مصنوعی: هر کس که به زیبایی و دلبری تو نگاهی انداخت، گفت که چنین محبوبی ممکن نیست.
به عالم چون تو معشوقی و جامینبازد عشق با او این محال است
هوش مصنوعی: عشق زمانی واقعی و معنادار است که معشوقی مانند تو وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، عشق بیمعنا میشود.