شمارهٔ ۳۱۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف خیمههای گذشته و یادآوری از دست رفتن آنها میپردازد. شاعر با حسرت به یاد خیمههایی میافتد که زمانی پر از جمعیت و زندگی بودند، اما اکنون جز نامی از آنها باقی نمانده است. او به وضعیت ویران شده این خیمهها و ستونهای زیر خاک اشاره میکند و از پژمردگی و خاموشی آنها میگوید. همچنین، شاعر با اشاره به غزالان و کبکها، بر انعکاس زندگی در طبیعت و دلتنگی برای گذشته تأکید میکند. در پایان، شاعر با آرزوی سلام و تحیت به یاد رفتگان، حس نشاط و زندگی را به تصویر میکشد.
امر علی بالیات الخیاموابکی علیها بکاء الغمام
هوش مصنوعی: امر علی در کنار خیمهها قرار گرفت و همچون ابر بر آنها گریست.
کهن خیمه هایی کزین پیش داشتدر آن سلمی وآل سلمی مقام
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در گذشته، خیمههایی وجود داشت که در آنها سلمی و خانوادهاش ساکن بودند و در آن مکان مقام و جایگاهی داشتند.
دریغا که از دور گردون فتادچنان سلک جمعیتی ز انتظام
هوش مصنوعی: چیستا که از چرخ فلک چنین ناگهان نظم و ترتیب یک جمعیت از میان رفته است.
نه پیداست زان خیمه ها جز نشاننه باقیست از خیمگی غیر نام
هوش مصنوعی: هیچ نشانی از آن خیمهها باقی نمانده و تنها نام آنها باقی مانده است.
ستونهای آن خیمه ها زیر خاکز هم ریخته چون رمیم عظام
هوش مصنوعی: ستونهای خیمهها زیر خاک به هم ریختهاند، مانند استخوانهای پیکر.
ز آمد شد باد اطنابشانگسسته ز هم چون عهود لئام
هوش مصنوعی: وزش بادها باعث شده که ارتباط آنها مانند وعدههای پوچ و بیاساس از هم جدا شود.
در آرامگاه غزالان شوخچرا کرده گوران ناگشته رام
هوش مصنوعی: در مکان آرام و دلنشین غزالان بازیگوش، نعمت و زیباییهای بینظیری وجود دارد که هنوز به طور کامل شناخته نشده و به دست نیامدهاند.
قدمگاه کبک خرامان شده ستگذرگاه زاغان ناخوشخرام
هوش مصنوعی: راه قدمزنان کبکها به زیبایی و نشاط، بهجایی رسیده که زاغها، با حالت ناخوشایند و ناراحت، در آنجا عبور میکنند.
چو نی صبح نی شام یابد خبرازان رفتگان لاجرم صبح و شام
هوش مصنوعی: هرگاه صبح و شام میگذرد، نی آگاه میشود از حال رفتگان. به همین خاطر، صبح و شام به هم سنجیده میشوند.
کند جامی از جان و دل سویشانهزاران تحیت روان والسلام
هوش مصنوعی: از دل و جانم برایشان جامی پر از عشق و احترام فرستادم و برای آنها هزاران درود و سلام فرستادم.