شمارهٔ ۳۱۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و فراق شاعر است. شاعر از درد و رنجی که در اثر دوری معشوق، احساس میکند، سخن میگوید. او به راه طلب عشق رفته و برای رسیدن به معشوق هر کاری کرده است. در این مسیر، غم و اندوه زیادی را تحمل کرده و با هر یاد معشوق، از دردهای خود کاسته است. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تأثیری که بر او دارد اشاره میکند و از بازنویسی احساساتش در عشق سخن میگوید. نهایتاً، او به دلیل شیدایی و زشتیهای خود، صفحه زندگیاش را پاره کرده و قلمش را شکسته است.
دادیم دست چو دیدی به ره خود پستمتا نیفکندیم از پا نگرفتی دستم
هوش مصنوعی: وقتی دستت را به من دادی و من را در راهی دیدی که به نظر میرسید پایین میآیم، مراقب بودی که من را از زمین نیندازی و دستم را رها نکردی.
گرچه شده سوده مرا پای به راه طلبتکردم از تارک سرپای و ز پا ننشستم
هوش مصنوعی: هرچند که در این مسیر به مشکلاتی برخوردهام، با تمام وجود و از بالای سرم تا پایم، برای رسیدن به هدفام تلاش کردهام و از جادۀ آن پا برنمیدارم.
یک سر ناخنم از سینه نمانده ست درستبس که از دست غمت سینه به ناخن خستم
هوش مصنوعی: درد و رنجی که از غم تو بر دلم نشسته، آنقدر زیاد است که حتی یک ذرّه از سینهام باقی نمانده است. این غم به قدری عمیق و tiring شده که توانم را گرفته است.
هستیم شد همه در راه تمنای تو نیستنیستم جز به تمنای تو هر جا هستم
هوش مصنوعی: ما به خاطر خواستههای تو به وجود آمدهایم و هیچ وجودی جز آرزوی تو نداریم. هر کجا که هستیم، تنها با آرزوی تو زندگی میکنیم.
داشت در تفرقه غمهای پراکنده مرابر تو عاشق شدم و از همه غمها رستم
هوش مصنوعی: در زمانی که دلتنگیهای پراکندهام را داشتم، به خاطر تو عاشق شدم و از همه مشکلات و ناراحتیها آزاد شدم.
هر زمان در صفت حسن تو همچون جامیبرسر لوح سخن نقش دگر می بستم
هوش مصنوعی: هر بار که زیبایی و خوبی تو را توصیف میکردم، مانند این بود که در یک صفحه جدید، تصویر تازهای میکشیدم.
چون رخ خوب تو دیدم ز همه شرمندهپاره کردم ورق خویش و قلم بشکستم
هوش مصنوعی: وقتی که چهره زیبای تو را دیدم، از شرم تمام نوشتههایم را پاره کردم و قلمم را شکستم.