شمارهٔ ۳۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که برای رسیدن به معشوق همه چیز را فدای او کرده و به عشق او چشمدوخته است. او از هر چیز دیگری چشمپوشی کرده و فقط به او دل بسته است. شاعر به گناه و مشکلات عشق اشاره میکند و میگوید که حتی عباداتش را نیز با یاد معشوق انجام داده است. همچنین، از تجربهای در عشق و نوشیدن شراب در شب میگوید که باعث شده تا مشکلاتش را فراموش کند. در نهایت، به حالت ناامیدی و احساسات عمیقش اشاره میکند که از عشقش برمیخیزد چون ادامه دادن این وضعیت را غیرممکن میبیند.
در ره تو ز دیده پا کردمخاک پایت به دیده جا کردم
هوش مصنوعی: در مسیر تو، چشمانم را به زیر پاهایت میگذارم و خاک پای تو را با اشکهایم مرطوب میکنم.
بستم از هر چه بود چشم امیدپس به روی تو دیده وا کردم
هوش مصنوعی: از هر چیزی که به آن امید داشتم چشم پوشیدم و حالا تنها به تو نگاه میکنم.
سینه را از خیال غمزه توهدف ناوک بلا کردم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلربایی تو، قلبم را به هدف تیرهای درد و غم قرار دادم.
هر نمازی که روی در قبلهدور از ابروی تو ادا کردم
هوش مصنوعی: هر نمازی که با روی به قبله و دور از زیبایی تو برپا داشتم، حس و حال خاصی نداشته است.
چون تو برداشتی ز رخ پردهپیش ابروی تو قضا کردم
هوش مصنوعی: وقتی که تو پرده از چهرهات کنار زدی، تقدیر را به خاطر ابروی تو تغییر دادم.
دوش در ترک عشق با جامیتا دم صبح ماجرا کردم
هوش مصنوعی: شب گذشته با یک جام شراب، تا صبح در دنیای عشق و مشکلات آن غرق شدم و وقت گذراندم.
گفت برخیز کز محالات استترک کاری که عمرها کردم
هوش مصنوعی: بگو که بلند شو، چون ترک کردن کاری که سالها بر روی آن زحمت کشیدهام امکانپذیر نیست.