شمارهٔ ۴۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان آرزوها و احساسات عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر میگوید که دلش پر از آرزو است و برای رسیدن به معشوق به هر سمت و سویی میگردد. او از معشوق میخواهد که به او روی بیاورد و تأکید میکند که حتی اگر نتواند معشوق را بیابد، این موضوع او را نگران نمیکند. شاعر احساس میکند که زیبایی و جاذبه معشوق میتواند دلها را به سوی خود بکشاند و اشاره دارد که محبت و عشق به خصوصیات معشوق میافزاید. در پایان، شاعر به زندگی و نوشیدن شراب و تاثیرات آن اشاره میکند و میگوید که عشق نخواهد مرد، حتی اگر به ظاهر تغییری در او ایجاد شود.
دل مرا ز هزار آرزو بگردانیدرآرزوی خودم کو به کو بگردانی
هوش مصنوعی: دل من پر از آرزوهاست، اما همه این آرزوها را برای تو میچرخانی. در آرزوی خودم، به دنبال تو میگردم و همه جا تو را جستجو میکنم.
ز قبله روی بگردانیم که رو به من آربه روی تو چو کنم روی رو بگردانی
هوش مصنوعی: اگر از قبله رویت را برگردانی، من نیز به تو رو نمیآورم. پس اگر میخواهی روی من را ببینی، نباید به من پشت کنی.
چه باک ازانکه نیابم تو را ازان ترسمکه روی من ز ره جست و جو بگردانی
هوش مصنوعی: نگران نیستم که نتوانم تو را پیدا کنم، بلکه میترسم که تو به سمت من نگاه نکنی و از من دور شوی.
به رخ چو جعد مسلسل نهی هزاران دلز راه عقل به هر تار مو بگردانی
هوش مصنوعی: اگر به موهای مجعد و زیبا نگاه کنی، بسیاری از دلها را از مسیر عقل دور میکنی، چون هر یک از تارهای مو تو موجب جذب دلهای زیادی میشود.
دهانت دایره لطف را شود مرکزبه گرد گل چو خط مشکبو بگردانی
هوش مصنوعی: اگر دهانت را به دور گل بچرخانی، به مرکز دایرهای از لطف و زیبایی تبدیل خواهی شد، مانند خطی خوشبو که در اطراف آن میچرخد.
خدای بین نیی ای پارسا که دل دهدتکه چشم خویش ز روی نکو بگردانی
هوش مصنوعی: ای پارسا، تو خدا را میبینی و باید دل خود را به او بسپاری، اما باید چشمات را از زیباییهای ظاهری دنیا بگردانی.
نمیرد آتش جامی به ساغر ای ساقیبه دور او چه شود گر سبو بگردانی
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر در دستت جامی آتشین باشد، نگران نباش؛ هیچ چیز نمیتواند آن آتش را خاموش کند. حتی اگر سبو را به دور این جام بچرخانی، اتفاقی نخواهد افتاد.