شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: در این متن، یک فرد که مشغول کشیدن بار سرگین (مدفوع) است، از اینکه به او عزتی داده شده، شکرگزاری میکند. شخصی به نام بوالفضولی به او طعنه میزند که این کار افتخار نیست و کسی این نوع کار را نشانهی بزرگی نمیداند. اما او پاسخ میدهد که در واقع از این کار به خاطر نیاز به روزی و تأمین معیشت، احساس عزت میکند و این کار را برای خود افتخار میداند.
آن شنیدستی که کناسی ز سرگین زیر بارگفت شکر آن را که از عزت مرا سر برافراخت
هوش مصنوعی: آیا شنیدهای که کسی که در زیر بار سنگینی در حال حرکت بود، از سرگینی (مادهای نامطبوع) به بهانهای شکرگزاری کرد و گفت: "خدا را شکر که از عزت و شرافت من سرم را بلند کرده است"؟
بوالفضولی طعنه زد کای کار تو سرگین کشیکی خردمند این هنر را مایه عزت شناخت
هوش مصنوعی: شخصی از روی فضولی به تو طعنه زد که کار تو چه ارزشی دارد، زیرا هیچ عاقلی این هنر را نشانهی افتخار نمیداند.
گفت کای نادان کدامین عز ازان افزون بودکز پی روزی به امثال تو محتاجم نساخت
هوش مصنوعی: ای نادان، بگو کدام احترام و بزرگمنشی از این بالاتر است که من برای به دست آوردن روزی، به امثال تو نیاز ندارم؟