شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به نقد شعر خود میپردازد و به نوعی میگوید که شعرش به قدری ضعیف است که خندهدار به نظر میرسد. او احساس میکند که شعرش نتوانسته ناراحتی مردم را از بین ببرد و به نوعی از این موضوع خجالتزده است. در پایان، او به این نکته اشاره میکند که هر شعری که اینگونه باشد، به طور طبیعی نمیتواند از ارزش و جزا (پاداش) برخوردار باشد.
ای سفله بس که گفته تو خنده آوردخوانند مردمان پی دفع ملالتش
هوش مصنوعی: ای بیمقدار، چه بس که سخنان تو برای مردم خندهآور است و آنها برای فرار از ملالت خود به خواندن آن روی میآورند.
گفتی بود جزالت شعرم چنانکه آبخواهد فرو رود به زمین از خجالتش
هوش مصنوعی: گفتی که شعر من از شدت خجالت مثل آب خواهد بود که به زمین فرو میرود.
آری به هر که شعر بری لت بود جزاشکو شعر کس که باشد ازینسان جزا لتش
هوش مصنوعی: بله، هر کسی که شعری بگوید، پاداش آن چه خواهد بود جز این که جزایش را در کلام دیگران ببیند.