شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از کاتب یا نویسندهای شکایت میکند که با نوشتن نادرست و بیش و کم نویسیهایش، اثر را خراب کرده و شعر را از موضوع اصلیاش دور کرده است. شاعر اشاره میکند که وقتی به دنبال نظم و قاعدهی شعر میگردد، فقط به یک کاغذ سفید یا بیمعنی میرسد که هیچ نشانهای از شعر درست در آن نیست.
فغان از دست آن کاتب که کلکشبه بیش و کم نویسی شد فسانه
هوش مصنوعی: آه از دست آن نویسنده که قلمش با نوشتن زیاد و کم، به قصه و افسانه بدل شد.
ز بیش و کم نویسیهای او شعرز بحر و وزن ماند بر کرانه
هوش مصنوعی: شعر او با نثری منظم و موزون خلق شده است و زیبایی و عمق آن مانند دریایی است که تنها در سواحلش میتوان آن را مشاهده کرد.
نوشت از مثنوی بهرم کتابیکه چون جویم ز نظم آنجا نشانه
هوش مصنوعی: کتابی به نام مثنوی نوشته شده است که اگر بخواهم آن را پیدا کنم، باید نشانهای از نظم آن را دنبال کنم.
نیابم زان نشانه جز بیاضیکه دارد هر دو مصرع در میانه
هوش مصنوعی: من از آن نشانه چیزی نمییابم جز سفیدی که هر دو بخش شعر در میانهاش قرار دارد.