شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق و آرزوهای خود سخن میگوید. او به شدت مشتاق و عاشق معشوقش است و هر لحظه به یاد اوست. عشق او به حدی است که همه چیز را فدای رسیدن به معشوق میکند. او به تنگدلی و غم ناشی از دوری معشوق اشاره میکند و میخواهد با زیباییهای معشوقش زندگیاش را پر کند. شاعر همچنین خواستههایش را در قالب احساساتی صمیمی و عاشقانه بیان میکند و از معشوق میخواهد که او را تنها نگذارد. به طور کلی، این اشعار نمایانگر عمیقترین احساسات و آرزوهای عاشقانه شاعر است.
راهت از دیده رفتنم هوس استسر به راه تو خفتنم هوس است
هوش مصنوعی: اگر از تو دور شوم، تنها یک آرزو برایم میماند و آن خوابیدن در مسیر توست.
هر شبی بر خیال مقدم توخانه دیده رفتنم هوس است
هوش مصنوعی: هر شب وقتی به خواب میروم، آرزوی دیدن تو به ذهنم میآید و خیال تو در دلم نقش میبندد.
نیست سر دلم بجز هوستلیکن این سر نهفتنم هوس است
هوش مصنوعی: در دل من تنها تو را میخواهم، اما این خواسته نهفته در دلم، به نوعی وسوسه است.
خواهمت از لطیفه لب خندانلعل سیراب سفتنم هوس است
هوش مصنوعی: من به خاطر لبهای خندان و دلانگیز تو، که مانند لعل (سنگ قیمتی) زیبا و دلنواز هستند، به شدت متمایل و مشتاق به تو شدهام.
بی جمالت چو غنچه تنگدلمبا تو چون گل شکفتنم هوس است
هوش مصنوعی: بدون زیبایی تو، دل مضطربم مانند غنچهای است و آرزوی من این است که با تو مانند گلی شکوفا شوم.
ناسزایم مکن حواله به کسکز زبانت شنفتنم هوس است
هوش مصنوعی: به من ناسزا نگو و به دیگران حواله نده، زیرا من این سخن را از زبان تو میشنوم و به آن علاقهمندم.
هست در حال خویش جامی لالحال او با تو گفتنم هوس است
هوش مصنوعی: در حال حاضر، او حالت خود را در یک جام ساکت تجربه میکند و برای من، گفتن حال او به تو، فقط یک آرزو است.