شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شور و شوق عشق و زیباییهای آن اشاره میکند. او از عاشقانی میگوید که در کنار یار خود زندگی میکنند و از دیدار معشوق خود خرم و شاداباند. بلبل خوشحالی را توصیف میکند که در میان گلها میخواند و دل او نیز با نالهای عاشقانه به یاد یار دچار تپش است. عشق را به نوعی درد و خوشی توأمان میداند و میگوید که هیچ کس نمیتواند طعم واقعی عشق را بچشد مگر آن که خود را در مشکلات آن غرق کند. در پایان، شاعر با اشاره به گذر زمان و دوری از یار، به این حقیقت اشاره میکند که زندگی بدون معشوق بیمعناست.
ای خوش آن عاشق که با یار خود استزنده از دیدار دلدار خود است
هوش مصنوعی: چه نیکوست حال عاشقی که در کنار محبوبش زندگی میکند و از دیدار معشوق خود شاداب و زنده است.
خرم آن بلبل که با گلبانگ شوقکرده جا برطرف گلزار خود است
هوش مصنوعی: خوشحال آن پرندهای است که با سرودی عاشقانه، در جایی که گلها میروید، حضور دارد و از زیباییهای آن لذت میبرد.
می طپد نالان دل من گوییادر سماع از ناله زار خود است
هوش مصنوعی: دل من به شدت ناراحت و نگران است، گویی در حال رقص و سماع ناشی از ناله و غم خود به سر میبرد.
برندارد یار ما ز آیینه چشمهمچو ما مشتاق دیدار خود است
هوش مصنوعی: یار ما به مانند خود ما، به دیدار و دیدن علاقمند است و از آینه چشمش این اشتیاق را نمیتواند پنهان کند.
با لب نوشین طبیب آمد ولیدر کمین جان بیمار خود است
هوش مصنوعی: در اینجا دکتر با لبهایی شیرین و خوشگفتار نزد بیمار آمده است، اما در واقع در کمین جان بیمار خود قرار دارد. یعنی ممکن است ظاهراً نیکو و مهربان به نظر برسد، اما در دل نیت دیگری داشته باشد.
کی چشد ذوق گرفتاری عشقهر که چون زاهد گرفتار خود است
هوش مصنوعی: هیچکس طعم لذت عشق را نمیچشد، مگر اینکه مثل زاهدی که به خود گرفتار است، در بند آن باشد.
عمر جامی گرچه در کار تو رفتتا تو رفتی بی تو در کار خود است
هوش مصنوعی: عمر ما در تلاش برای رسیدن به تو سپری شد، اما تو که رفتی، حالا بدون تو، در کار خود مشغولم.