شمارهٔ ۱۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جشن عید و لحظات شیرین آن اشاره میکند. یار شاعر با بوسههایش عید را به او هدیه میدهد و دیدن او را برابر با عید و شادی میداند. شاعر از خدا درخواست میکند که کام عاشقانهاش را از این عید برآورده کند. او به یاد توفیقاتش در عید و بوسههای یار میافتد و از غمهای دلش سخن میگوید. در نهایت، شاعر بر عشق و شیفتگیاش تأکید میکند و میگوید که هر جا عشق باشد، عید و شادی نیز وجود دارد.
عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یاریار ما ناداده بوسه می کند از ما کنار
هوش مصنوعی: عید فرا رسیده و در کنار یکدیگر، هر دو یار به یکدیگر بوسه میزنند، در حالی که هنوز یار ما از ما دور است و بوسهای از جانب او نمیرسد.
دیدنش عید است و عیدی بوسه دادن بر لبشای خدا زین عید و عیدی کام مشتاقان برآر
هوش مصنوعی: دیدن او خود جشن و عید است و بوسهای که بر لبش میزنم، نعمت بزرگی است. ای خدا، از این جشن و عید، آرزوی دلهای مشتاق را برآورده کن.
گر دهد نشمرده از لب بوسه عیدی مراشکر آن دولت نیارم گفت تا روز شمار
هوش مصنوعی: اگر بیخبر و بیحساب از لبانت بوسهای به من بدهی، شکرگزار آن دولت هستم و تا روز حساب و کتاب نمیگویم که چقدر خوشبخت شدم.
می کنم هر روز عیدی زان دو رخ اما نکردزان لب نوشین مرا هرگز به عیدی شرمسار
هوش مصنوعی: هر روز به خاطر آن دو چهره زیبا، جشن و شادی میکنم، اما هرگز از آن لب شیرین نتوانستهام به اندازه عید خوشحال شوم و از شرم و خجالت، احساس ناآرامی میکنم.
می کنم از رنگ نو جامه به رسم عید نوبس که خون دل همی ریزم ز چشم اشکبار
هوش مصنوعی: دارم لباسی نو برای عید میسازم، ولی تمام آنچه در دلم دارم، غم و اشک است که از چشمانم میریزد.
عید عشاق است و هر جا راند از نعل سمندصد هلال عید گردد در ره او آشکار
هوش مصنوعی: روز عید عاشقان است و هرجایی که سمند عشق قدم میزند، نشانههای زیبای عید به وضوح خود را نشان میدهند.
جامیا گیرش سر ره بهر عیدی زانکه عیدغیر ازین کار گدایان نیست در هر رهگذار
هوش مصنوعی: به این معناست که شخصی خود را آماده کرده تا در این روز ویژه هدیهای دریافت کند، زیرا عید واقعی به جز این، کار فقیران نیست که در هر گذرگاهی از مردم انتظار کمک دارند.