شمارهٔ ۲۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی معشوق و احساسات عمیق خود نسبت به او میپردازد. او شک و تردید را در لبان معشوق میبیند و به این نکته اشاره میکند که هیچ چیز نمیتواند بر احساسات او غلبه کند. زیبایی معشوق او را تحت تأثیر قرار داده و شیفتگیاش را نشان میدهد. شاعر همچنین به عمر کوتاه و گذرا اشاره کرده و میگوید که این عمر در خیالات باطل سپری میشود. در نهایت، او از حال و هوا و حقیقت وجود خود میگوید و میخواهد که از غم و ملال رهایی یابد.
در دهانت شک است و آن دو سه خالگرد لب نقطه هاست بر شک دال
هوش مصنوعی: در دهانت شبههای وجود دارد و آن چند خال دور لبهات فقط نشانههایی است از شک و تردید.
قاصرند از مثال قامت تونخل بندان کارگاه خیال
هوش مصنوعی: نخلهای باغ خیال قادر به به تصویر کشیدن قامت تو نیستند.
نیست مرغ هوای عشق تو راهیچ چیزی به از فراغت بال
هوش مصنوعی: هیچ چیزی نمیتواند به اندازه دوری و بیخبری از تو، برای من پرواز و شادابی به ارمغان آورد.
بیخودند از جمال طلعت توساکنان سرادقات جلال
هوش مصنوعی: بیسبب هستند کسانی که در حال تلاش برای دستیابی به زیبایی تو هستند، حتی اگر در مکانهای عالی و پرجلال قرار داشته باشند.
بین سرشک مرا که از خاطرشوید آب روان غبار ملال
هوش مصنوعی: اشکهای من که به خاطرهایم میریزد، همچون آبی روان است که غبار اندوه را پاک میکند.
حالت از بانگ نی چه سود ای شیخچون نیی واقف از حقیقت حال
هوش مصنوعی: ای شیخ، فریاد نی هیچ فایدهای برای تو ندارد، چون تو خود مانند نی هستی که از حقیقت حال بیخبر است.
عمر جامی ازان دهان و میانمی رود در خیال های محال
هوش مصنوعی: عمر ما مانند یک جام میگذرد و از دهان و دل ما در خوابها و آرزوهای غیر واقعی عبور میکند.