شمارهٔ ۲۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از احساساتی چون عشق و درد ناشی از آن صحبت میکند. او میگوید که با وجود تمام کینهای که احساس میکند، نمیتواند از زیباییهای معشوق فرار کند. شاعر همچنین میگوید که دیوانهوار به عشق معشوق وابسته است و هیچکس نمیتواند به این اندازه سوال و درد را به او تحمیل کند. او از فاصله بین خود و معشوق ابراز نارضایتی میکند و همچنین به قدرت و تأثیر غمزههای معشوق اشاره دارد که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. نهایتاً، شاعر به کیفیت خاص دل خود اشاره میکند که با وجود سختی، به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار گرفته است.
با این همه کین با من بیدل که تو دارینشکیبم ازین شکل و شمایل که تو داری
هوش مصنوعی: با وجود همه این کینهها، من بیخیال تو هستم. که تو دارای چنین زیبایی و جذابیتی هستی که طاقت دیدن تو را ندارم.
دیوانگی آرد همه ارباب خرد رابرطرف مه این طرفه سلاسل که تو داری
هوش مصنوعی: دیوانگی میتواند عقل و دانش بزرگترین افراد را مختل کند، و این عجیب است که زنجیرهایی که تو داری، باعث این حالت شده است.
هر اشک مرا بر درت افتاده سوالیستکس را نبود این همه سایل که تو داری
هوش مصنوعی: هر اشکی که از چشمانم بر در تو میافتد، حاکی از سوالی است. هیچکس به اندازه تو اینهمه سوال و پاسخ ندارد.
مپسند که چون مه ز مقابل شودم دوراین طلعت با ماه مقابل که تو داری
هوش مصنوعی: من از اینکه مانند ماه از برابر تو دور شوم، راضی نیستم، چون تو چهرهای داری که با ماه درخشان مقابل است.
از غمزه تو هر طرف افتاده قتیلیستمن کشته این غمزه قاتل که تو داری
هوش مصنوعی: از نگاه تو هر جا که نگاه کنم، کسی به قتل رسیده است. من خودم قربانی این نگاه ترسناک تو هستم.
هر لحظه بری صد دل و جان بیش که داردزاسباب جمال این همه حاصل که تو داری
هوش مصنوعی: هر لحظه تو میتوانی دل و جان بیشتری را از چیزی که زیباییهای تو به ارمغان آورده است، به دست بیاوری.
از آتش جامی شده نرم است دل سنگاز سنگ بود سختتر این دل که تو داری
هوش مصنوعی: دل سنگی من پس از تجربه آتش و سختیها به نرمی و لطافت رسیده است. اما دل تو، که باید محکمتر باشد، در واقع از دل من نیز سختتر است.