شمارهٔ ۲۸۹
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و یاد محبوب صحبت میکند. شاعر به یاد میآورد که محبوبش گاهی به او فکر میکند و این را نشانهای از خوشبختی میداند. او میگوید که تلاش کرده تا به مقام عشق برسد، اما نتیجهای نگرفته است. فقط از جدایی و غم دل خود میگوید و از اشکهایی که میریزد. شاعر در ادامه به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند با زیبایی او قیاس شود. همچنین به عواقب عشق و وابستگی اشاره میکند و میگوید که این عشق میتواند انسان را به هلاکت برساند. در پایان، شاعر در دل امیدوار است که محبوب نیز او را ببیند و شناختی از عشق واقعی داشته باشد.
شنیده ام که ز من یاد می کنی گاهیخوش آن گدا که گهی یاد او کند شاهی
هوش مصنوعی: شنیدهام که گاهی به یاد من هستی؛ خوش به حال آن گدا که گاهی شاهی به یادش بیفتد.
به ذوق چاشنی این لطیفه پی نبردجز از حقیقت اسرار عشق آگاهی
هوش مصنوعی: فقط کسانی که از حقیقت و رازهای عشق آگاهند، میتوانند زیبایی و طراوت این لطیفه را درک کنند.
به جهد خود بسی احرام آن حرم بستمولی چه سود که ننمود دولتم راهی
هوش مصنوعی: من تلاش زیادی کردم تا به کعبه مشرف شوم و احرام بستم، اما چه فایده که خوشبختی و سعادت به من راهی نشان ندادند.
ندارم از تو نصیبی جز اینکه هر ساعتگشایم از مژه اشکی کشم ز دل آهی
هوش مصنوعی: من از تو هیچ بهایی ندارم جز این که هر ساعت با چشمانم اشک بریزم و از دل sighی بکشم.
نه سرو را به تو نسبت کنم نه گلبن راکجا رسد به قدت هر دراز و کوتاهی
هوش مصنوعی: نه میتوانم قامت تو را با درخت سرو مقایسه کنم و نه با باغ گل، زیرا هیچ چیز نمیتواند به بلندی و زیبایی تو برسد، چه بلند باشد و چه کوتاه.
به آن ذقن به دل آن کس که جا همی کندتهمی کند ز برای هلاک خود چاهی
هوش مصنوعی: به آن چهره زیبا، به دل کسی که برای گرفتن تو فریب میزند، باید دانست که او در حال حفر چاهی بهخودش است.
ز نیکوان دل جامی همین تو را خواهدنبینمت چو وی از عاشقان نکو خواهی
هوش مصنوعی: دل نیکوکاران به تو نزدیک است، اما چون تو خود را از عاشقان نیکو جدا کنی، هرگز تو را نخواهم دید.