تناجی
جامی

شمارهٔ ۱۶

گاهی ز غمت چو ابر گرینده شومگاهی به رخت چو برق در خنده شوم
تو جان منی ز رفتن و آمدنتنبود عجب ار بمیرم و زنده شوم