شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از حال و هوای خود در عشق صحبت میکند. او گاهی از غم عشقش مانند ابری میگرید و گاهی مانند برقی در شادی به چهره محبوبش میخندد. محبوب او برایش مانند جان است و این رفتن و آمدن او باعث میشود که شاعر حتی ممکن است بر اثر احساساتش بمیرد و دوباره زنده شود.
گاهی ز غمت چو ابر گرینده شومگاهی به رخت چو برق در خنده شوم
هوش مصنوعی: گاهی از شدت غم و اندوه مثل ابر اشک میریزم و گاهی به خاطر زیباییات مانند برق از خوشحالی میخندم.
تو جان منی ز رفتن و آمدنتنبود عجب ار بمیرم و زنده شوم
هوش مصنوعی: تو برای من مثل جان میمانی و من از آمدن و رفتن تو شگفتزده نمیشوم، اگر بمیرم و دوباره زنده شوم.