بخش ۱۹
هوش مصنوعی: دوستی بین یک شتر و یک درازگوش (خر) برقرار بود. آنها به کنار جوی بزرگی رسیدند. شتر به درازگوش گفت که آب تنها تا شکم اوست و میتواند عبور کند. اما درازگوش پاسخ داد که او نمیتواند به راحتی عبور کند زیرا آب به شکمش نمیرسد. او به شتر یادآوری کرد که باید قدر خود را بشناسد و هرگز فراتر از تواناییهایش نرود، زیرا ستایش نابخردانه از خود، انسان را به خطر میاندازد. به عبارت دیگر، درازگوش اشاره کرد که هر کس باید به محدودهی تواناییهای خود آگاه باشد و از فراتر رفتن از آن پرهیز کند.
اشتری و درازگوشی همراه می رفتند. به کنار جوی بزرگی رسیدند. اول اشتر در آمد چون به میان جوی رسید آب تا شکم وی برآمد. درازگوش را آواز داد که درآی که آب تا شکم بیش نیست!
هوش مصنوعی: یک الاغ و یک شتر در حال حرکت بودند که به کنار رودخانه بزرگی رسیدند. ابتدا شتر وارد آب شد و وقتی به وسط رودخانه رسید، آب تا شکم او بالا آمد. سپس شتر به الاغ گفت که بیا داخل، چون آب بیشتر از شکم نیست!
درازگوش گفت: راست می گویی اما از شکم تا شکم تفاوت است، آبی که به شکم تو نزدیک گشت از پشت من بخواهد گذشت!
هوش مصنوعی: درازگوش گفت: درست میگویی، اما بین شکمها تفاوت وجود دارد. آبی که به شکم تو نزدیک شده، از پشت من نمیتواند عبور کند!
ای برادر از تو بهتر هیچ کس نشناسدتزانچه هستی یکسر مو خویش را افزون منه
هوش مصنوعی: ای برادر، هیچکس از تو بهتر نیست، چون باید خودت را بشناسی و بر خودت تکیه کنی. پس از خود راضی نباش و در مقایسه با دیگران، خودت را بزرگتر نپندار.
گر فزون از قدر تو بستایدت نابخردیقدر خود بشناس و پای از حد خود بیرون منه
هوش مصنوعی: اگر کسی بیش از اندازه نسبت به تو تعریف و تمجید کند، بدان که نادانی است. خود را بشناس و از حد و اندازهات خارج نشو.