بخش ۱۸
هوش مصنوعی: داستان درباره گاوی است که رهبری گله خود را بر عهده دارد و به خاطر قدرت و شجاعتش مورد احترام دیگر گاوان است. اما پس از آنکه از رهبری خود دور میشود، به مشکل بر میخورد و احساس ضعف میکند. او به میان گاوان دیگر میرود و از آنها میپرسند که چرا به آنها پناه آورده است. او در پاسخ میگوید که از زمانی که از مقام رهبریاش دور شده است، جسارت و قدرتش کاهش یافته و این نشان میدهد که در جنگها، قدرت و شجاعت از جایگاه و تلاش فرد ناشی میشود.
گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست حادثه بر وی شکست آورد سروی وی را آفتی رسید. بعد از آن چون گرگ را بدیدی در پناه گاوان دیگر خزیدی. سبب آن را از او سؤال کردند در جواب گفت:
هوش مصنوعی: یک گاو در میان گلهاش مانند سروی بلند و نیرومند بود. وقتی که گرگ به آنها حملهور میشد، او با قدرت خود، گرگ را وادار به عقبنشینی میکرد. اما روزی به خاطر حادثهای دچار آسیب شد و دیگر نتوانست به خوبی از خود دفاع کند. پس از آن، وقتی گرگ را میدید، به پناهگاهم گاوان دیگر پناه میبرد. وقتی از او دربارهٔ این تغییر واضح پرسیدند، او در پاسخ توضیح داد.
زآن روز که از سروی خود ماندم فردشد معرکه دلاوری بر من سرد
هوش مصنوعی: از آن روز که از خودم دور شدم، میدان شجاعت برایم سرد و بیتحرک شد.
دیرین مثلی هست که در روز نبردضربت بود از حربه و دعوی از مرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در گذشته، در مواقع جنگ و نبرد، ضربات و حملات از سلاحها و استدلالها برمیآمد. به طور کلی، اشاره به این دارد که در جنگها، همواره سلاح و استدلال نقش مهمی ایفا میکنند.