تناجی
هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۶۸

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامانهر خار مزارم زندش دست به دامان
شاهان همه در حسرت آنند که باشنددر خیل غلامان تو از خیل غلامان
زاهد چه عجب گر زندم طعنه نداندآگاهی از احوال دل سوخته خامان