غزل شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ انتظار و صبر در عشق و وصال است. شاعر به محبوب خود اشاره میکند و از او میخواهد که در زمان فاصله و جدایی صبر کند. او به یاد میآورد که در روزهای وصال خوشحال بوده و حالا باید برای غم جدایی آماده باشد. شاعر به عظمت محبوب اشاره کرده و او را مورد توجه بندگان خدا میداند. همچنین به زیبایی و خاص بودن محبوب اشاره میکند و آرزو میکند که او همیشه در کنارشان بماند. در نهایت، شاعر از کسی که به محبوبش آسیب میزند، شکایت میکند و از احتمال نصیحتی که او را رسوا کرده، میگوید.
ای که مشتاق وصل دلبندیصبر کن بر مفارقت چندی
هوش مصنوعی: ای کسی که به وصال محبوب خود مشتاقی، کمی صبر کن تا این جدایی طولانی بشود.
باش آمادهٔ غم شب هجرای که در روز وصل خرسندی
هوش مصنوعی: خودت را برای غم و نابسامانی در شب دوری آماده کن، زیرا در روزی که به وصال و وصال محبوب برسی، شادمان خواهی شد.
بندگان را تفقدی فرمایتو که بر خسروان خداوندی
هوش مصنوعی: به بندگان خود مهربانی و توجه کن، چرا که تو در مقام رفیع خدایی قرار داری.
تو بمانی به کام دل، گر مرددر تمنایت آرزومندی
هوش مصنوعی: اگر تو به خواستهات برسی و خوشبختی را تجربه کنی، حتی اگر مردی از عشق تو آرزو کند.
چشم بد دور از رخت که نزادمادر دهر چون تو فرزندی
هوش مصنوعی: چشمهای بد از چهرهات دور باشد؛ چرا که هیچ مادری در طول زمان، فرزندی به زیبایی تو نزاده است.
رخشی بیداد تاختی چندانکه غبار مرا پراکندی
هوش مصنوعی: ای اسب رخش، چقدر با شتاب و شدت دواندی که غباری از من به دنبال خود به جا گذاشتی.
کی شدی هاتف این چنین رسواگر شنیدی ز ناصحی پندی
هوش مصنوعی: آیا به نظر تو این کار باعث رسوایی تو شده است؟ اگر نصیحتی از کسی شنیدهای، چرا به آن توجه نکردی؟