غزل شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: غزل به پژمردگی و احساس دوری از محبوب اشاره دارد. شاعر از دلتنگی و غم ناشی از فاصله با معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را با زیباییهای دیگر مقایسه میکند. او با اشاره به آثار عشق بر قلبش و زخمهای ناشی از عشق، احساسات عمیقش را بیان میکند. در نهایت، شاعر از شیرینی کلام محبوبش صحبت میکند و به جذابیت و دلنشینی او اشاره مینماید.
دو چشمم خونفشان از دوری آن دلستانستیکه لعلش گوهرافشان، سنبلش عنبرفشانستی
هوش مصنوعی: دو چشمم از دوری آن محبوب عزیز، اشک میریزد. آن محبوبی که لبهایش مانند لعل، درخشنده و با ارزش است و موهایش مثل عطر عنبر، خوشبو و دلنشین است.
چه سان خورشید رویت را مه تابان توان گفتن؟که از روی تو تا ماه، از زمین تا آسمانستی
هوش مصنوعی: چطور میتوان زیبایی چهرهات را توصیف کرد؟ چون زیبایی تو آنقدر بلند و درخشان است که حتی ماه هم در مقابل تو کوچک به نظر میرسد.
حرامم باد دلجوییّ پیکانش اگر نالمز زخم ناوکی کز شست آن ابرو کمانستی
هوش مصنوعی: اگر پیکان عشق او به من مهربانی کند، حرام باشد، چون من از زخمهای عمیق و دردناک ناشی از ابروی کمانی او ناله میزنم.
غمش گفتم نهان در سینه دارم سادهلوحی بینکه این سِر در جهان فاش است و پندارم نهانستی
هوش مصنوعی: غم خود را در سینهام پنهان کردهام، اما ای سادهلوح، این راز در دنیا آشکار است و من گمان میکنم که هنوز پنهان است.
در این بستان به پای هر صنوبر جویی از چشممروان از حسرت بالای آن سرو روانستی
هوش مصنوعی: در این باغ، به پای هر درخت صنوبر، اشکی از چشمانم بر اثر حسرتی که به خاطر بلندی آن سرو دارم، جاری میشود.
بیا شیرینزبانی بین که همچون نیشکر خامهشکربار از زبان هاتف شیرینزبانستی
هوش مصنوعی: بیایید با کلامی دلنشین و شیرین صحبت کنیم، چرا که مانند نیشکر، که خود شیرین است، زبان ما نیز میتواند شوری و شیرینی را به خوبی منتقل کند.