رباعی شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به احوالات غمانگیز خود اشاره میکند. او میگوید در شبهای خیالانگیز، حال و روزش را نپرسید، زیرا رنجور است. همچنین به یک هاتف اشاره میکند که از حال او در غیاب محبوبش سؤال کرده، و شاعر میگوید بهتر است هیچ کس حال او را در این وضعیت نپرسد. در کل، احساس تنهایی و درد فراق در این اشعار به وضوح حس میشود.
مهجور تو را شب خیالی که مپرسرنجور تو را روز ملالی که مپرس
هوش مصنوعی: هرگز از شبهای تنهایی و دوری تو نپرس، زیرا این درد و رنج را میشناسم. و هیچ نیازی نیست از روزهای غمانگیز و ملالتآور تو بپرسم، چون آنها را به خوبی میدانم.
گفتی هاتف چه حال داری بی مندر گوشهای افتاده به حالی که مپرس
هوش مصنوعی: گفتی ای هاتف، حال تو چگونه است که در گوشهای افتادهای و بی من به قدری درگیر حال و روز خودی که هیچ چیزی نگویم.