رباعی شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که شب فرا رسیده و او بار دیگر به یاد دوستش در غم فرو رفته است. در حالی که در حال گریه است، اشکهایش را به خونی تشبیه میکند که از دلش جاری میشود و مژههایش را به سیخهایی تشبیه میکند که پارهای از جگرش را به تصویر میکشد. به طور کلی، این شعر احساس عمیق درد و اندوه ناشی از فراق دوست را منتقل میکند.
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوستهم بر سر گریهای که چشمم را خوست
هوش مصنوعی: شب که فرا رسید، دوباره به یاد دوست غمگین شدم و بر سر اندوهی نشستم که چشمانم را به گریه درآورد.
از خون دلم هر مژهای پنداریسیخیست که پارهٔ جگر بر سر اوست
هوش مصنوعی: هر مژهام را مثل سیخی میبینی که بر روی آن تکهای از دل شکستهام قرار دارد.