رباعی شمارهٔ ۱۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، سخنگوی شاعر از دوستی صحبت میکند که نمیتواند به راحتی با او سخن بگوید. او احساس میکند که کلماتش گرانبها هستند و نمیخواهد آنها را بیدلیل بیان کند. همچنین، او نگران است که اگر در خواب این حرفها را بگوید، ممکن است به کسی آسیب بزند، بنابراین شبها به خاطر این ترس نمیتواند راحت بخوابد.
سِرّ سخن دوست نمییارم گفتدُرّیست گرانبها نمییارم سفت
هوش مصنوعی: من نمیتوانم راز حرفهای دوست را بگویم، زیرا مانند دُرّی باارزش و نایاب است که نمیتوانم آن را محکم نگهدارم.
ترسم که به خواب دَرْبگویم به کسیشبهاست کزین بیم نمییارم خفت
هوش مصنوعی: میترسم که در خواب رازهایی را به کسی بگویم، زیرا این نگرانی باعث میشود که نتوانم آرام بخوابم.