تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۳۰۶

گوشم چو حدیث درد چشم تو شنیدفی‌الحال دلم خون شد و از دیده چکید
چشم تو نکو شود به من چون نگریتا کور شود هر آنکه نتواند دید