رباعی شمارهٔ ۳۲۶
شاعر در این رباعی در حال درد دل کردن با معشوق خود و گفتن غم و اندوه خود به معشوق است که معشوق با سردی جوابش را میدهد.
گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدارگفتم: جگرم، گفت: پُر آهش میدار
گفتم چشمانم! او گفت: بگذار به راه نگاه کند (تلمیح به کنایهٔ معروف چشم به راه بودن، و انتظار کسی را کشیدن). گفتم جگرم! او گفت: باید آن را پر از آه (غم و ناراحتی) کنی.
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل؟گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
گفتم که قلبم! او سوال کرد: در قلبت چه چیزی داری؟ گفتم: تنها غم تو را در قلبم دارم. او گفت: این احساس را در قلبت نگاهدار.