رباعی شمارهٔ ۳۷۷
هوش مصنوعی: شاعر از غم و دلتنگی خود برای محبوبی صحبت میکند که دیگر در دسترس نیست. او با نگاهی حسرتآمیز به زیبایی محبوبش اشاره کرده و از اشکهایی که به خاطر دوری او ریخته، سخن میگوید. این اشکها به قدری زیاد شده که باعث آسیبدیدن پای او شده است.
شوخی که به دیده بود دایم جایشرفت از نظرم سروِ قد رعنایش
هوش مصنوعی: شخصی که همیشه در نظر من بود و به او عشق میورزیدم، به تدریج نتوانستم او را ببینم و جلوهاش از نظرم ناپدید شد.
گشت از پی او قطرهزنان مردمِ چشمچندان که ز اشک آبله شد بر پایش
قطره زدن. [ ق َ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب )تند و تیز به راه رفتن. ( برهان ). کنایه از تند رفتن. ( انجمن آرای ناصری ). به صله «در» کنایه از تیز رفتن و دویدن. ( آنندراج ) : چون قطره زدن آغازیدی پیل آبکش را به تردستی پیل مال ساختن. ( دره نادره چ شهیدی ص 601 ). || تردد کردن. || به صله «بر» کنایه از ریختن و باریدن. ( آنندراج ).