رباعی شمارهٔ ۳۹۳
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از عشق و yearning صحبت میکند. دست محبوب که به ناز بر زلفش میزند و چشمی که با زیباییاش دل را شاد میکند. اما با غیبت محبوب، شاعر چشمش بسته و دلش در عذاب است و آن دست که میتوانست آرامش دهد، اکنون به سینهاش ضربه میزند. این ناپیوستگی و درد ناشی از دوری را به تصویر میکشد.
دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگچشمی که ز دیدنت ز دل بردی زنگ
هوش مصنوعی: دستی که بر زیبایی موهای تو کشیدم، چشمی که از دیدن تو تمام غمهایم را فراموش کرد.
آن چشم ببست بی توام دیده به خونوآن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر نبودنت بسته است و اشکم ریخته، و دلم آنقدر درد میکند که به سینهام میکوبم.