تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۴۰۵

چندت گفتم که دیده بردوز ای دلدر راه بلا فتنه میندوز ای دل
اکنون که شدی عاشق و بدروز ای دلتن درده و جان کن و جگر سوز ای دل