رباعی شمارهٔ ۴۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از خاطرات شیرین وصال با محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که در زمان جدایی او، با ناراحتی و ناله به سر میبرد. او در دعا از چشمزخم و حسد دوری محبوبش درخواست میکند و با افسوس میگوید که شاید خود او عامل این مشکل بوده است.
در وصل تو پیوسته به گلشن بودمدر هجر تو با ناله و شیون بودم
هوش مصنوعی: من در زمان بودن با تو همیشه در شادی و خوشی بودم، اما در زمان دوری از تو با ناله و گریه دست و پنجه نرم کردم.
گفتم به دعا که چشم بد دور ز توای دوست مگر چشم بدت من بودم
هوش مصنوعی: به دعا گفتم که ای دوست، ای کاش چشم بد از تو دور باشد، اما شاید چشم بد خودم به تو بوده است.