رباعی شمارهٔ ۴۴۳
هوش مصنوعی: شاعر از دوری معشوقش در آتش دلتنگی میسوزد و در این درد فاصله، احساس عمیق اندوه و خفگی دارد. او آرزو دارد که به معشوقش نزدیک شود و در آغوش او آرام گیرد، همچون دانهای که در آتش میسوزد.
از هجر تو ای نگار اندر نارممیسوزم ازین درد و دم اندر نارم
هوش مصنوعی: از دوری تو، ای معشوق، در آتش عشق میسوزم و به خاطر این درد، نمیتوانم از نفس کشیدن باز بمانم.
تا دست به گردن تو اندر نارمآغشته به خون چو دانه اندر نارم
هوش مصنوعی: اگر دستم به دور گردن تو بیفتد، آغشته به خون میشوم، مانند دانهای که در آتش پخته میشود.