تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۴۵۵

یک روز بیوفتی تو در میدانمآن روز هنوز در خم چوگانم
گفتی سخنی و کوفتی بر جانمآن کشت مرا و من غلام آنم