رباعی شمارهٔ ۵۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلسوزی خود نسبت به دوستش سخن میگوید. او اشاره میکند که عشق این دوست برای او همچون دشمنی است که جانش را تهدید میکند. شاعر در جستجوی او به هر گوشه و خیابانی میرود، در حالی که معشوق در دلش قرار دارد و با این حال گویی بر گردن جان او دست دارد، به نوعی نشاندهندهی تسلط عشق بر وجودش است.
آن دوست که هست عشق او دشمن جانبر باد همی دهد غمش خرمن جان
هوش مصنوعی: دوستی که عشقش مانند یک دشمن است، جان آدم را به خطر میاندازد و غمش همچون آتش بر خرمن جان میسوزاند.
من در طلبش در به در و کوی به کویاو در دل و کرده دست در گردن جان
هوش مصنوعی: من در جستجوی او به همه جا سر زدم و از کوچهای به کوچه دیگر رفتم. در دل جانم او را میپرستم و به عشقش خود را به او میسپارم.