تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۵۱۸

فریاد ز شب روی و شب رنگیشانوز چشم سیاه و صورت زنگیشان
از اول شب تا به دم آخر شباینها همه در رقص و منم چنگیشان