رباعی شمارهٔ ۵۸۱
هوش مصنوعی: شاعر از深 درد و غم ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و احساس میکند که زندگیاش تحتتأثیر این غم قرار گرفته است. او به دل و چشمانش میگوید که تا زمانی که غم معشوق در دلش وجود دارد، نمیتواند از این احساس رهایی یابد. در نهایت، او به تصویر خاک دشت خاوران به عنوان نمادی از غم و درد خود اشاره میکند.
ای آمده کار من به جان از غم توتنگ آمده بر دلم جهان از غم تو
هوش مصنوعی: ای عشق! به خاطر غم تو، زندگیام به تنگی افتاده و دلتنگی من، دنیا را بر من تنگ کرده است.
هان ای دل و دیده تا به سر برنکُنمخاک همه دشت خاوران از غم تو
هوش مصنوعی: ای دل و چشمانم، تا زمانی که غم تو را فراموش نکنم، تمام دشتهای خاوران را به خاک میافکنم.