رباعی شمارهٔ ۶۴۹
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از بینصیب بودن خود در عشق یا شناخت معشوق سخن میگوید. او از نداشتن دستی برای چیدن میوه از نخل محبوب، پایی برای رفتن به کوی او، چشمی برای گریستن بر خود و رویی برای ساییدن به خاک سخن میگوید. این بیان نشاندهندهی عمیقترین حسرتها و خلاهای او در رابطهاش با معشوق است.
دستی نه که از نخل تو چینم ثمریپایی نه که در کوی تو یابم گذری
هوش مصنوعی: نه دستی دارم که از درخت تو میوهای بچینم، و نه پایم به قدری است که در کوچهات گذر کنم.
چشمی نه که بر خویش بگریم قَدَریرویی نه که بر خاک بمالم سحری
هوش مصنوعی: من چشمی ندارم که بر خودم بگریم و آنقدر موهبتی نیست که بر خاک بگذارم و یا از آن بهرهمند شوم.