رباعی شمارهٔ ۶۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او یاقوت (سنگ قیمتی) را به خاطر معشوق از چشم میریزد و به او میگوید که برای غمش جانش را فدای میکند. شاعر با اشاره به اینکه از هر کسی به خاطر معشوق گریخته، نشان میدهد که هیچ کمکی از این فرارها نبوده و در نهایت از خود معشوق فرار میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتد. این ابیات احساسات عاشقانه و ناامیدی را به خوبی به تصویر میکشند.
یاقوت ز دیده ریختم تا چه کُنیدر پایِ غمِ تو بیختم تا چه کُنی
هوش مصنوعی: من اشکهای گرانبهایم را برای تو ریختم تا ببینم تو با این درد چه خواهی کرد. گلهای غم را در پای تو کاشتهام تا ببینم تو چه رفتار و واکنشی نشان میدهی.
از هرکه به تو گُریختم، سود نکرداز تو به تو درگریختم تا چه کُنی
هوش مصنوعی: هر وقت از کسی که به تو مربوط میشود فرار کردم، فایدهای نداشت. حالا از خودت به خودت فرار کردهام، ببین چه کار میکنی.