تکه ۱۰
هوش مصنوعی: در این بیتها، شاعر از دلتنگی و longing برای معشوق صحبت میکند. او خواهان برقراری ارتباط با معشوق است و ابراز میکند که در شب تاریک باید نقاب خود را کنار بگذارد تا طرف مقابل او را ببیند و راه خود را پیدا کند. شاعر به شدت به حضور معشوق نیاز دارد و نمیتواند منتظر بماند. درخواست او نهفته است که هر چه زودتر به او برسد و به نوعی از سردرگمی و ناامیدی رنج میبرد.
در شب تاریک برداری نقاب از روی خویشمرد نابینا ببیند بازیابد راه را
هوش مصنوعی: در شب تاریک، اگر پردهات را کنار بزنی، فردی که نابینا است میتواند تو را ببیند و دوباره راه را پیدا کند.
طاقت پنجاه روزم نیست تا بینم تو رادلبرا شاها ازین پنجه بیفگن آه را
هوش مصنوعی: من نمیتوانم پنجاه روز دیگر را تحمل کنم تا تو را ببینم، ای معشوق، تا از این درد و رنج که در دلم دارم، رها شوم.
پنج و پنجاهم نباید، هم کنون خواهم تو رااعجمیام میندانم من بن و بنگاه را
هوش مصنوعی: باید به خاطر داشته باشی که من جزء عدهای نیستم که برای تو تاثیرگذار باشم. من احساسات و خواستههایم را نمیشناسم و نمیتوانم به درستی درک کنم که کجا باید ایستاد یا کجا نگاه کرد.