شمارهٔ ۲۶ - غضب شاه
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه احساس رنج و تعب شدیدی دارد. او از خداوند درخواست نجات میکند و به زندگی دشوار و خاکی خود اشاره میکند. او به حسرت عمر کوتاهی که صرف یادگیری و علم شده، و همچنین نگرانی برای خانوادهاش اشاره میکند. شاعر از ناامیدی و سختیهای زندگی میگوید و به عدم تواناییاش در تأمین نیازهای خانوادهاش و درماندگی در برابر مشکلات اشاره میکند. او احساس میکند که در زندانی تنگ و تاریک گرفتار شده و نمیتواند به زندگی عادی برگردد. در نهایت، شاعر به ظلم و بیعدالتی موجود در زندگی خود معترض است و به ناامیدیاش از آینده میپردازد.
ماندهام در شکنج رنج و تعبزین بلا وارهان مرا یارب
هوش مصنوعی: من در این مشکلات و رنجها گرفتار ماندهام، ای خدا، مرا از این مصیبت رها کن.
دلم آمد درین خرابه به جانجانم آمد درین مغاک به لب
هوش مصنوعی: دلم برای این ویرانی و خرابی تنگ شده، چرا که جانم در این چاله عمیق به لبم رسیده است.
شد چنان سخت زندگی که مدامشدهام از خدای مرگ طلب
هوش مصنوعی: زندگی به قدری دشوار شده که پیوسته از خدای مرگ درخواست کمک میکنم.
ای دریغا لباس علم و هنرای دریغا متاع فضل و ادب
هوش مصنوعی: آه، افسوس بر لباس دانش و هنر، آه، افسوس بر کالای فضیلت و ادب.
که شد آوردگاه طنز و فسوسکه شد آماجگاه رنج و تَعَب
هوش مصنوعی: جایی که بازیهای طنز آغاز میشود و در آنجا محل رنج و زحمت است.
آه غبنا و اندها که گذشتعمر در راه مسلک و مذهب
هوش مصنوعی: ای کاش که افسوس نخورم، من که عمری را در مسیر اعتقادات و اصول خود گذراندهام.
وای دردا و حسرتا که نگشتزندگی صرف مطعم و مشرب
هوش مصنوعی: آه و افسوس که زندگی فقط به خوردن و نوشیدن سپری شد.
غم فرزندگان و اهل و عیالروز عیشم سیه نمود چو شب
هوش مصنوعی: غم و نگرانی فرزندان و خانوادهام، شادی و خوشیهای روزم را به تیرهگی شب تبدیل کرد.
با قناعت کجا توان دادنپاسخ پنج بچهٔ مکتب
هوش مصنوعی: با قناعت نمیتوان به سوالات و نیازهای پنج بچه مکتب پاسخ داد.
بخت بدبین که با چنین حالیپادشا هم نموده است غضب
هوش مصنوعی: سرنوشت نامساعد و بدبختی که حتی پادشاه را هم عصبی و ناراحت کرده است.
من کیم، چیستم، تنی لاغرناتوانتر ز تارهای قصب
هوش مصنوعی: من کیستم و چه موجودی هستم؟ فقط بدنی لاغر و ناتوان دارم که از تارهای نازک نی هم ضعیفتر است.
کیست گنجشک تا عقاب دلیربه تعصب بر او زند مخلب
هوش مصنوعی: چه کسی جرات دارد که با عقابی دلیر و شجاع که به شدت بر او احساس تعلق دارد، رقابت کند؟
نه بلوچم من و نه کرد و نه ترکنه رئیس لرم نه شیخ عرب
هوش مصنوعی: من نه بلوچ هستم، نه کردی که به آن تعلق داشته باشم، نه ترک، نه رئیس لری، و نه شیخی از عرب.
کیستم، شاعری قصیدهسرایچیستم؟ کاتبی بهار لقب
هوش مصنوعی: من کیستم؟ شاعری هستم که قصیده مینویسم. مانند کاتبی که بهار را به تصویر میکشد.
چیست جرمم که اندرین زنداندرد باید کشید و گرم و کرب
هوش مصنوعی: هر چه گناه من بوده، چرا باید در این زندان سختی و درد را تحمل کنم و تحت فشار باشم؟
به یکی تنگنای مانده درونچون به دیوار، در شده مثقب
هوش مصنوعی: در جایی که شخصی به شدت در تنگنا و فشار قرار دارد، احساس میکند که مانند دیواری سوراخ شده، در حال شکستگی و ناامیدی است.
تنگنایی سه گام در سه به دستخوابگاهی دو گام درد و وجب
هوش مصنوعی: در یک فضای محدود، با سه قدم به جلو بروید و دو قدم در مسیر درد و مشکلات پیش بروید.
روز، محروم دیدن خورشیدشام، ممنوع رؤیتِ کوکب
هوش مصنوعی: روز، فرصتی برای دیدن خورشید نیست و شب، اجازهی مشاهدهی ستارهها هم وجود ندارد.
از یکی روزنک همی بینمپارهای ز آسمان به روز و به شب
هوش مصنوعی: از یک شکاف کوچک، گاهگاهی قسمتی از آسمان را در روز و شب مشاهده میکنم.
شب نبینم همی از آن روزنجز سرِ تیر و جز دُمِ عقرب
هوش مصنوعی: در شب، فقط از آن روزنه، سر تیر و دُم عقرب را میبینم.
تنگ سمجی چو خانهٔ خرگوشگنده جایی چو آغل ثعلب
هوش مصنوعی: فضای کوچک و تنگی مانند خانهٔ خرگوش که به اندازهای بزرگ است که میتواند شبیه آغل روباه باشد.
چون یکی خنب اوفتاده ستانهمچو آهن بر او دری زخشب
هوش مصنوعی: وقتی یکی زمین افتاده، مانند آهنی است که بر روی چوبی قرار گرفته است.
پس پشتش یکی عفن مبرزمردهریگ هزار دزد جلب
هوش مصنوعی: در نتیجه، پشت این فرد، جنسی به شدت ناخوشایند و بدبو وجود دارد که نشاندهندهی وجود هزاران دزد و نابکار است.
دزد آزاد و اهل خانه به بندداوری کردنی است سخت عجب
هوش مصنوعی: دزد در آزادی به سر میبرد در حالی که کسانی که در خانه هستند و حق دارند، در حبس عدالت به سر میبرند. این وضعیت بسیار شگفتانگیز است.