شمارهٔ ۱۱۹ - هیجا ن روح
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به نقد جامعه و حکام میپردازد و به فرد توصیه میکند که از رویههای نادرست و مشکلات رهایی یابد. شاعر با استفاده از نداهایی به موضوعاتی چون فقر، فساد، غم و ناامیدی در جامعه اشاره میکند و از مردم میخواهد که از دروغ و فریب دوری کنند، به راستی و جوانمردی پایبند باشند، و به تلخیهای زندگی بیتوجهی کنند. او هشدار میدهد که حکام و ثروتمندان در حال سوءاستفاده از مردم هستند و در نهایت، از افراد میخواهد که از این مسیر نادرست خارج شوند و به دنبال حقایق و ارزشهای انسانی بروند. شعر به نوعی بر ضرورت هوشیاری و خودباوری در مقابل ظلم و فساد تأکید دارد.
ای خامه دوتا شو و به خط مگذروی نامه دژم شو و ز هم بر در
هوش مصنوعی: ای قلم، دو قلم شو و خط خوبی بزن، نامهای پر از اندوه بنویس و از هم جدا شو.
ای فکر، دگر به هیچ ره مگرایوی وهم دگر به هیچ سو مگذر
هوش مصنوعی: ای اندیشه، دیگر به هیچ راهی نرو و به هیچ سو ننگر!
ای گوش، دگر حدیث کس مشنووی دیده دگر به روی کس منگر
هوش مصنوعی: ای گوش، دیگر سخن کسی را نشنو و ای چشم، دیگر به روی کسی نگاه نکن.
ای دست، عنان مکرمت درکشوی پای، طریق مردمی مسپر
هوش مصنوعی: ای دست، کنترل کارهای نیکت را در دست بگیر و ای پا، از مسیر انسانیت خارج نشو.
ای توسن عاطفت سبکتر چموی طایر آرزو، فروتر پَر
هوش مصنوعی: ای اسب احساساتت، آزادی و سبکیات به همه جا میرسد و ای پرنده آرزو، تو هم که با تمام وجود به دنبال اوج هستی.
ای روح غنی، بسوز و عاجز شووی طبع سخی بکاه و زحمت بر
هوش مصنوعی: ای روحِ بزرگوار، خود را خسته و ناتوان کن و از ویژگیهای سخاوت خود بکاه و زحمت را بر دوش بگیر.
ای علم، از آنچه کاشتی بدرووی فضل از آنچه ساختی برخور
هوش مصنوعی: ای علم، از آنچه که به دست آوردی بهره ببر و از فضلی که به وجود آوردی استفاده کن.
ای حس فره، فسرده شو در پیوی عقل قوی خموده شو در سر
هوش مصنوعی: ای حس، آرامش خود را از دست بده و به دنبال عقل قوی باش که در درونت ساکت شده است.
ای نفس بزرگ، خرد شو در تنوی قلب فراخ، تنگ شو در بر
هوش مصنوعی: ای جان بزرگ، در وجود آن انسان کوچک شو و در دل او گنجایش بیشتری پیدا کن.
ای بخت بلند، پست شو ایدونوی اختر سعد نحس شو ایدر
هوش مصنوعی: ای بختِ نیک، کمی فروتر بیا و ای ستارهی خوشحالی، بدبختی را تجربه کن.
ای نیروی مردمی بِبَر خواریوی قوت راستی بکش کیفر
هوش مصنوعی: ای نیروی مردم، خفت و ذلت را از بین ببر و قدرت راستی را بروز بده و مجازات ناحقی را به جا بیاور.
ای گرسنه جان بده به پیش نانوی تشنه بمیر پیش آبشخور
هوش مصنوعی: اگر دلت به نان میخواهد، جان خود را برای آن فدای کن و اگر تشنهای، بهتر است از جان خود بگذری تا به آب برسید.
ای آرزوی دراز بهروزیکوته گشتی، هنوز کوتهتر
هوش مصنوعی: ای آرزوی بلند و بزرگ، خوشبختی و سعادت کمکم کاهش یافته و هنوز هم در حال کمتر شدن است.
ای غصهٔ زاد و بوم، بیرون شوبیرون شو و روز خرمی مشمر
هوش مصنوعی: ای اندوهی که به خاطر وطن دارم، از زندگیام خارج شو و روزهای خوشی را برایم به حساب نیاور.
هان شمع بده که تیره شد مشرقهان رخت منه که شعله زد خاور
هوش مصنوعی: ای شمع! بیا و روشنیبخش باش که طلوع صبح تاریک شده است. لباس خود را از یاد ببر که شعلهها به سمت شرق زبانه کشیده است.
ای خلق، فقیر شو ز سر تا بنوی قوم، اسیر شو ز بن تا سر
هوش مصنوعی: ای مردم، از سر تا پا فقیر و بیچیز شوید و از ریشه تا نوک انگشتان، در بند و اسیر باشید.
ای ملک، درود گوی آن را کهزربستد وساخت کار ما چون زر
هوش مصنوعی: ای فرشته، سلام بر کسی که کار ما را همچون طلا محکم و زیبا ساخته است.
ای امن برو که شد ز بد روزیلشکر غز و پادشای ما سنجر
هوش مصنوعی: ای امن! برو، چرا که روزهای بد به پایان رسیده و لشکر غز و پادشاه ما سنجر در حال آمادهسازی هستند.
کاهندهٔ مردی، ای عجوز ریبفزای به رامش و به رامشگر
هوش مصنوعی: ای زن سالخورده، به شادی و سرگرمی افزون کن و با هنرمندانی که این کار را میکنند، همراه باش.
ای غازه کشیده سرخ بر گونهاز خون دل هزار نامآور
هوش مصنوعی: ای پرندهای که بر روی گونهات رنگ سرخ خون دل نشسته است، تو نماد هزاران قهرمان و نامآور هستی.
ره ده به مخنثان بیمعنیکین توز به مردمان دانشور
هوش مصنوعی: به کسانی که از راهدرمانی و راهنمایی به بیمعنی بودن و آسیبپذیری میرسند، راه ندهید؛ زیرا این افراد باید به کسانی که دارای دانش و آگاهی هستند، توجه کنند.
هر شب به کنارناکسی بغنوهر روز به روی سفلهای بنگر
هوش مصنوعی: هر شب به کناری برو و تنها باش، و هر روز به کسی نگاه کن که ارزش چندانی ندارد.
تا مایه سفله گی نگردد کمهر روز بزای سفلهای دیگر
هوش مصنوعی: هر روز بر تعداد افراد بیارزش افزوده میشود تا اینکه تعدادشان بیشتر از حد انتظار شود.
ای مرد، حدیث آتشین بس کنپنهان کن آتشی به خاکستر
هوش مصنوعی: ای مرد، دیگر از آتشین سخن نگو و آن آتش را در دل خود پنهان کن، به گونهای که مانند خاکستر به نظر برسد.
صد بار بگفتمت کزین مردمبگریز و فزون مخور غم کشور
هوش مصنوعی: بارها به تو گفتم که از این مردم دوری کن و بیش از این غم وطن را به دل مگیر.
زان پیش که روزگار برگرددبرگرد ز روزگار دونپرور
هوش مصنوعی: قبل از اینکه روزگار تغییر کند و به سمت بدی برگردد، خودت هم از این روزگار ناامیدکننده دوری کن.
نشنیدی و نوحه بر وطن کردیبا نثری آتشین و نظمی تر
هوش مصنوعی: تو از درد و زخمهای وطن بیخبر بودی، اما وقتی که از آن صحبت کردی، با زبانی سوزان و بیانی آهنگین و منظم آن را بیان کردی.
تو خون خوردی و دیگران نعمتتو غم بردی و دیگران گوهر
هوش مصنوعی: تو در زندگی خود رنج و سختی کشیدی، ولی دیگران از نعمتهای تو بهرهمند شدند و غم و غصه تو را برداشتند و به جای آن، چیزهای باارزشی به دست آوردند.
وامروز درین پلید بیغولهپند دل خوبشتن به یاد آور
هوش مصنوعی: امروز در این مکان ناپاک، نصیحت دلنشینی را به یاد بیاور.
رو به بازی نگر که افکندندچون شیر نرم به حبسگاه اندر
هوش مصنوعی: به تماشا بنشین که چگونه مانند یک شیر آرام را به زندان انداختهاند.
هرچند به سیرت جوانمردیخوباست و فراخ، سمج شیر نر
هوش مصنوعی: اگرچه داشتن ویژگیهای جوانمردی و نیکسیرتی مطلوب است، ولی در عین حال باید مثل شیر نر قوی و محکم نیز بود.
پس چیست که سمج من چوکام شیرتنگ است و عمیق و گنده و ابخر
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی توصیف حالتی از شور و شوق یا تلاطم عاطفی است. شاعر به نوعی از عمق و شدت احساست خود اشاره میکند و بیان میکند که احساساتش بسیار عمیق و قوی هستند، همچون آبی که در ظرفی بزرگ و عمیق قرار دارد. این عمق میتواند به معنای احساسات فراوان و گاهی پیچیدهای باشد که در درون او وجود دارد.
برسقفش روزنی چو چشم گرککاندر شب، تابد از بر کردر
هوش مصنوعی: یک روزنه مانند چشم گرگ بر سقف او وجود دارد که در شب، نور از آن به درون میتابد.
بر خاک فکنده بر یکی زبلوچون زالو چسبناک و سرد و تر
هوش مصنوعی: بر روی زمین، مانند زالو که چسبنده و سرد و مرطوب است، افتاده است.
افکنده به صدر بالشی چرکینپرگند چو گور مردهٔ کافر
هوش مصنوعی: بالش کثیفی بر روی تخت افتاده است که همچون خاکهای یک قبر مردهٔ کافر میماند.
خود سنگ سیاه گور بدگفتیمن از بر او چو مرد تلقینگر
هوش مصنوعی: من از روی سنگ سیاه قبر، بدگویی تو را شنیدم و مانند مردی که یادآوری میکند، به این موضوع پرداختم.
تلقین ودعای من در آن شب بودنفرین و هجای شاه بدگوهر
هوش مصنوعی: در آن شب، آرزو و دعاهای من به خاطر بدگویی و نفرین به شاه نیکوکار بود.
چون کودک شیرخواره ازگیتیطرفی نگرفته غیر خواب و خور
هوش مصنوعی: همانطور که یک کودک شیرخواره از دنیا هیچ چیزی جز خواب و غذا نمیخواهد، انسانها نیز در بعضی اوقات از زندگی تنها به نیازهای اساسی خود فکر میکنند و چیز بیشتری برایشان مهم نیست.
با فسحت ملک جم ز طماعیملک و رمه گرد کرد و گاو و خر
هوش مصنوعی: ملک جم به خاطر طمعی که به سرزمین و داراییهای خود داشت، بر روی چهارپایان و دامهایش تمرکز کرد و به جمعآوری گاو و خر پرداخت.
وانگه به مجاعه کرد الفغدهاز گندم خشک تا پیاز تر
هوش مصنوعی: سپس به زحمت و تلاش، از گندم خشک تا پیاز تازه را جمعآوری کرد.
تا گشت بهای جمله یک بردهبفروخت ز ده برابر افزونتر
هوش مصنوعی: او تمام بهای یک برده را به فروش رساند و به دست آورد که از ده برابر بیشتر باشد.
شد دربار محمد غازیدر دورهٔ احمدی یکی متجر
هوش مصنوعی: در دورهٔ احمدی، دربار محمد غازی به مکانی برای خرید و فروش تبدیل شد.
انبار ذغال و مخزن هیمهزاغهٔ رمه و دکان سوداگر
هوش مصنوعی: انبار زغال و محل ذخیره هیزم، جایی مانند آشیانه یا انباری است که برای نگهداری مواد سوختی استفاده میشود، و همچنین به دکان یک تاجر که به فعالیتهای تجاری مشغول است، اشاره دارد.
نه رگ در تن، نه شرمش اندر چشمنه مهر به دل نه عشقش اندر سر
هوش مصنوعی: در وجود انسان نه احساساتی چون شرم و حیا وجود دارد، نه محبت و عشق در دل و نه اشتیاقی در ذهن.
نه ذوق شکار و پویه مرکبنه شوق نشاط و گردش ساغر
هوش مصنوعی: نه از لذت شکار و حرکت بر اسب خبری هست، نه اشتیاق به شادی و گردش با جام شراب.
نه حشمت بار و دیدن مردمنه همت کار و خواندن دفتر
هوش مصنوعی: نه ثروت و جلال مردم را میسازد و نه تلاش و کوشش در انجام کارها و مطالعه کردن.
ذکریش نه جزگرفتن رشوتفکریش نه جز تباهی کشور
هوش مصنوعی: او فقط با یادآوری دریافت پولهای غیرمجاز، به فکرش تباهی و ویرانی کشورش میافتد.
آکنده و سرد پیکری چونانکز پیه فسرده قالبی منکر
هوش مصنوعی: بدنی پر از سردی و بیحالی، که مانند قالبی میماند که از چربی ذوب شده و به شکل زشت و ناخوشایند درآمده است.
گه خورده فریب مردم عامیگه کرده فسون اجنبی از بر
هوش مصنوعی: گاهی فریب مردم سادهدل را میخورد و گاهی نیز خود را تحت تأثیر جادو و سحر بیگانگان قرار میدهد.
در معنی انتخاب و آزادیهر روز فکنده مشکلی دیگر
هوش مصنوعی: هر روز در درک مفهوم انتخاب و آزادی، چالش جدیدی به وجود میآید.
اندیشهٔ ملک را نه خودکردهنه مانده به مردمان دانشور
هوش مصنوعی: اندیشهٔ پادشاهی نه از خود اوست و نه از این عقلا و دانایان به جا مانده است.
درکشور خود فسادها کردهچون در ده غیر مردکین گستر
هوش مصنوعی: در کشور خود فسادهایی به وجود آورده است، مانند اینکه در یک دهکده دور از مردم بیمرد، ناهنجاریها رواج یابد.
تا چندگهی بدین نمط گنجیبرگنج فزاید و جهد از در
هوش مصنوعی: تا کی به همین شیوه، ثروت و گنج به دست آورده شود و تلاش از در به در برود؟
اندیشهٔ رفتن فرنگش بیشز اندیشه رفتن سر و افسر
هوش مصنوعی: او بیشتر از آنکه به فکر رفتن به باغ و جشن و شادمانی باشد، در اندیشهٔ رفتن به سرزمینهای دور و جدید است.
افساد کن ای خدایگان در ملکو اندیشه مکن ز ایزد داور
هوش مصنوعی: ای خدا، خراب کن این ملک را و نگران نباش از قضاوت خداوند.
هرجا بزنی شو و مکن ابقابر بنعم و عم و خاله و خواهر
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، سعی کن که اثر خودت را بگذاری و به روابط خانوادگیات با عموزادهها و خواهرها و خالهها وابسته نباشی.
بستان زر ازین و آن و ده رخصتتا سفله زند به جان خلق آذر
هوش مصنوعی: در این بیت به اهمیت و ارزش زندگی و روح انسانها اشاره شده است. شاعر میگوید که اگر کسی در پی بهرهبرداری از دنیا باشد و از دیگران بهره بکشد، در نهایت تنها به درد و رنج دامن خواهد زد. به عبارتی، دنیا و مال و منال نمیتواند جایگزین ارزشهای انسانی و روحی شود و در نهایت آسیبهای روحی به بار خواهد آورد.
هشدارکه در پسین بد روزیملت کشد از خدایگان کیفر
هوش مصنوعی: حتاط باش که در روزهای سخت، مردم به شدت دچار مشکلات و رنجهایی میشوند که ممکن است خشم خداوند را نیز به همراه داشته باشد.
دربر رخ آرزوت نگشایدآن گنج که گرد کردی از هر در
هوش مصنوعی: بر سر راه دستیابی به آرزوهایت، هیچ گنجی که به سختی جمعآوری کردهای، درختی نخواهد بود که در قلب آن به ثمر برسد.
نه زور رضات می کند یارینه نور ضیات میشود رهبر
هوش مصنوعی: نه قدرت رضایت میتواند کمک کند، نه نور ضیاء میتواند رهبر باشد.
گیرند و زرت به سخره بستانندآنان که توشان همی کنی تسخر
هوش مصنوعی: افرادی که تو آنها را مسخره میکنی، خود نیز به تو میخندند و تو را زیر نظر دارند.
وانگه به کلاتت اندر اندازندآنجاکه عقاب افکند شهپر
هوش مصنوعی: سپس بر سرت تاجی خواهند گذاشت، جایی که عقاب پرواز میکند.