شمارهٔ ۱۶۳ - تأسف برگذشته
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تجارب و سختیهایی است که شاعر در زندگی پشت سر گذاشته و درسهای زیادی از آن گرفته است. شاعر از بوسهای که بر دلبر داده و تاوان آن را پرداخت کرده، سخن میگوید و از فداکاریها و تلاشهایش برای نیکوکاری و بشردوستی یاد میکند. او در عین حال از درد و رنجهایی که در تبعید و زندان تحمل کرده، عبرت گرفته و به نقش سیاست در زندگی انسانها اشاره میکند. شاعر به تواضع و دوری از حسادت پرداخته و از تأملاتش درباره استقلال، آزادی و قانون سخن میگوید. او همچنین به ناامیدی از برخی مردم و بیتوجهیها اشاره دارد و در انتها به امید و توکل به خداوند به عنوان پناهگاه خود اشاره میکند. این شعر در کلیت خود حکایت از پایداری، درس گرفتن از سختیها و تلاش برای بهبود زندگی دارد.
ز دلبر بوسهای تاوان گرفتمپس از عمری خسارت جان گرفتم
هوش مصنوعی: از محبوبم یک بوسه گرفتم و بهدنبال آن پس از سالها، جانم را بهدست آوردم.
به آسانی مرا تاوان نمیدادزمین بوسیدم و دامان گرفتم
هوش مصنوعی: به راحتی زمین مرا مجازات نمیکرد؛ چون من با احترام و ارادت به او نزدیک شدم و به دامانش چنگ زدم.
نشستم در دل مشکلپسندانمن این اقلیم سخت آسان گرفتم
هوش مصنوعی: به دل کسانی که سختگیر و مشکل پسند هستند نشستم و توانستم این سرزمین دشوار را برای خود آسان کنم.
سگی گر در سر راهم کمین کردبرایش زیر دامان نان گرفتم
هوش مصنوعی: اگر در راه من سگی کمین کرده باشد، برای او نان برداشتم و زیر دامانم گذاشتم.
به دیوار دلم گر نقش کین بودمن آن را درگچ نسیان گرفتم
هوش مصنوعی: اگر در دل من چیزی از کینه و دشمنی وجود داشته باشد، آن را با گچ فراموشی بپوشانده و نادیده میگیرم.
بدی را نیکویی دادم مکافاتدهان سفله با احسان گرفتم
هوش مصنوعی: من به جای بدی که از کسی دیدم، کار نیکی انجام دادم و با لطف و احسان پاسخ بدی او را دادم.
خریدارم شدند ارباب معنیکه نرخ مهر خوبش ارزان گرفتم
هوش مصنوعی: مشتریان من فهمیدند که ارزش محبت و دوستیاش برای من بسیار زیاد است، اما من توانستم آن را با قیمتی مناسب به دست بیاورم.
نکردم رغبت کالای گیتیکه اینجا خویش را مهمان گرفتم
هوش مصنوعی: من تمایل به داشتن چیزهای دنیوی ندارم، چرا که در این دنیا خودم را مهمان میدانم.
نبردم حسرت بالا نشینیتواضع را بهین آرمان گرفتم
هوش مصنوعی: من حسرت این را ندارم که در موقعیت بالا و برجستهای باشم، بلکه به بهترین هدفم که تواضع است، قانع شدهام.
حسد را ره ندادم در دل خوابشحذر زآن آتش سوزان گرفتم
هوش مصنوعی: در دل خود جایی برای حسد نگذاشتم و از آتش سوزان آن پرهیز کردم.
دربغا مدتی کاندر سیاستز نادانی ره شیطان گرفتم
هوش مصنوعی: مدتی در اثر نادانی به راهی نا درست و شیطانی روی آورده بودم، اما اکنون در سیاست و دیگر امور، به درک و آگاهی بیشتری دست یافتهام.
نمودم خیره صرف میل مخلوقمواهب آنچه از یزدان گرفتم
هوش مصنوعی: من در برابر زیباییهای آفرینش به تماشای چیزهایی پرداختم که از خداوند بخشیده شده است.
دو ده سال اندرین تاریک دوزخکه آن را روضهٔ رضوان گرفتم
هوش مصنوعی: در طی دو دهه در این جهنم تاریک گذرانیدم، ولی توانستم آن را به بهشتی زیبا تبدیل کنم.
به امید نجات ملک، خود رابشیر شوکت و عمران گرفتم
هوش مصنوعی: به امید اینکه کشور نجات یابد، خود را به عنوان ندا دهندهی شکوفایی و آبادانی معرفی کردم.
برای قوت گرگان گرسنهز شیرگرسنه ستخوان گرفتم
هوش مصنوعی: برای تامین نیاز گرگان گرسنه، از گوشت شیر گرسنه خوردم.
عصایی اژدهاوش در دو انگشتبسان موسی عمران گرفتم
هوش مصنوعی: من عصایی به شکل اژدها در دو انگشت خود مانند موسی، پسر عمران، گرفتم.
به جادویی سر ضیغم خلیدمبه سحاری دم ثعبان گرفتم
هوش مصنوعی: در جادوی شیر غرق شدم و در صبح سحری به دام مار افتادم.
اگر داد کسی دادم به پیداوگر دست کسی پنهان گرفتم
هوش مصنوعی: اگر به کسی بهطور علنی کمکی کردهام و یا اگر بهطور مخفیانه دستی را گرفتهام، این عمل نشاندهندهٔ نوع رفتار و شخصیت من است.
به پیدا و به پنهان زان جماعتعوض دشنام بیپایان گرفتم
هوش مصنوعی: از آن جمع، به صورت آشکار و نهان، به جای ناسزای زیاد، چیزی دریافت کردم.
فقیران خصم صاحبدولتانندمن این درس از دبیرستان گرفتم
هوش مصنوعی: بیپولها و کمدرآمدها دشمنان ثروتمندان هستند، این را من از دوران تحصیل یاد گرفتم.
سیاستپیشه دولتمند گرددچرا من زین عمل خسران گرفتم
هوش مصنوعی: دولتمردانی که به سیاستورزی مشغولند، موفق میشوند و به ثروت میرسند، اما من چرا از این عمل ضرر کردم و کامیاب نشدم؟
نشستم با امیران و فقیرانز خاص و عام دل یکسان گرفتم
هوش مصنوعی: نشستم با افراد ثروتمند و بیپول، از هر گروهی، و به دل همه یکسان نگاه کردم.
چو سنخیت نبود اندر میانهصداقت دادم و بهتان گرفتم
هوش مصنوعی: وقتی شباهتی در میان نبود، من صداقت را انتخاب کردم و به دیگران نسبت ناروا دادم.
ز استقلال و آزادی و قانونبه پیش دیده شادروان گرفتم
هوش مصنوعی: من به خاطر استقلال، آزادی و قانون جلوتر از دیگران قدم برداشتم و با شادی به این مسیر ورود کردم.
شدم سرگرم مشتی اعتباراتوز آن اوهام خوش عنوان گرفتم
هوش مصنوعی: من مشغول باورهایی شدم که در ظاهر زیبا و دلنشین به نظر میرسند و از آنها اطلاعات و تحلیلهایی را به دست آوردم.
شدم غافل ز تقدیر الهیپی آبادی ایران گرفتم
هوش مصنوعی: من از سرنوشت و تقدیر الهی غافل شدم و به دنبال آبادانی ایران رفتم.
ز غفلت عصر محنتزای خود راقیاس از عهد نوشروان گرفتم
هوش مصنوعی: از فراموشی و بیتوجهی به مشکلات زمان خود، به یاد دوران نوشروان افتادم و آن را با وضعیت فعلی خود مقایسه کردم.
چه محنتها که در تبعید دیدمچه عبرتها که از زندان گرفتم
هوش مصنوعی: در دوران تبعید، تجربههای تلخی را پشت سر گذاشتم و از دوران زندان، درسهای مهمی گرفتم.
ندانستم که محکوم زوالیمطبیعت را چو خود نادان گرفتم
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که به سرنوشت زوال دچار شدم، چرا که خودم را مثل یک نادان درک کرده بودم.
ره رنج خود و آسایش خلقبه هنجار جوانمردان گرفتم
هوش مصنوعی: من مسیر سختی را برای رسیدن به آرامش مردم انتخاب کردم، همچون جوانمردان که همواره در پی خوبی و نیکی هستند.
پیاپی شسته دست از جان شیرینمکرر ترک خان و مان گرفتم
هوش مصنوعی: من بارها و بارها از جان شیرین خود دست کشیدم و از خانه و کاشانهام جدا شدم.
ز سال بیست تا نزدیکی شصتجوانی دادم و حرمان گرفتم
هوش مصنوعی: از بیست سالگی تا نزدیکی شصت سالگی، جوانی خود را صرف کردم و در عوض حسرت و ناکامی به دست آوردم.
ندیدم قدردانی هیچ از این قومگروهی سفله را انسان گرفتم
هوش مصنوعی: هیچ قدردانی از این گروه حقیر و پست ندیدم، به همین خاطر انسانیتی در آنها مشاهده نکردم.
نکردم خدمت بیگانه زآن روچنین بادافره از خویشان گرفتم
هوش مصنوعی: من به بیگانگان خدمت نکردم، از همین رو این طوفان را از نزدیکان خود دریافت کردم.
به گرد تیه ناکامی چهل سالگذر چون موسی عمران گرفتم
هوش مصنوعی: پس از چهل سال سختی و ناکامی، مانند موسی بن عمران که در دورانی دشوار بود، من نیز در همین وضعیت قرار گرفتم.
دوای تلخکامی بینیازیستبه درد خود من این درمان گرفتم
هوش مصنوعی: برای رفع تلخی و ناکامی، نیازی به چیزی جز بینیازی نیست. من خودم برای دردهایم، این درمان را پیدا کردهام.
به خالق رو کنم اکنون که امیدازین مخلوق بیایمان گرفتم
هوش مصنوعی: حالا که به مخلوق بیایمان امیدی ندارم، به خالق مراجعه میکنم.
پس از یزدان پناهم جز رضا نیستکزو روز ازل پیمان گرفتم
هوش مصنوعی: بعد از خدا، هیچ پناهگاهی جز خشنودی او نیست که از روز آغازین وجودم، از او پیمان گرفتهام.
مگر بپذیردم شاه خراسانکه من از حضرتش فرمان گرفتم
هوش مصنوعی: آیا امکان دارد که بپذیرم پادشاه خراسان که من از او دستور گرفتم؟
گرم روزی به خدمت بازخواندهمانا عمر جاویدان گرفتم
هوش مصنوعی: اگر روزی دوباره به خدمت او برگردم، به راستی که عمر بیپایانی را به دست آوردهام.
کند آزادم از شر سیاستکه راه وادی خذلان گرفتم
هوش مصنوعی: مرا از آزار سیاست رها کن که به راهی پر از ناامیدی و یأس رفتهام.
توانم دید خود یارب که روزیمکان در آن بلند ایوان گرفتم
هوش مصنوعی: یعنی میتوانم به یاد بیاورم که روزی در جایی با چشمانداز بالا و زیبا زندگی کردهام.